<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>زلال معرفت</title>
<link>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/</link>
<description>امام مهدی (عج): هر یک از شما باید کاری بکند که با آن به محبت ما نزدبک شود</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 29 Apr 2008 08:20:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#3366ff size=4&gt;با سلام و عرض ادب &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#3366ff size=4&gt;ضمن تشکر از حضور شما عزیزان در وبلاگ زلال معرفت ، این وبلاگ شامل مطالب مذهبی است که در چندین بخش طبقه بندی شده و به خدمت بازدید کنندگان گرامی ارائه می گردد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#3366ff size=4&gt;مطالب جدید به صفحه مربوط به خود ارسال میگردد و مطالب صفحه حاظر ( صفحه اول ) بدون تغیر است و برای مشاهده مطالب لازم است به صفحات دیگر که لیست آن به شرح زیر ارائه گردیده است رجوع نمایید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#3366ff size=4&gt;&lt;A href=&quot;http://zolal-e-marefat1.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;دستور العمل های اخلاقی&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شامل مطالبی آموزنده و کاربردی برای هر چه بهتر و الهی شدن زندگی از زبان بزرگان  &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://zolal-e-marefat3.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=4&gt;مناسبت ها&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مطالبی متناسب با مناسبت ها و ایام الله ها و ....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://zolal-e-marefat4.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=4&gt;برگزیده سخنان مقام معظم رهبری&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;آرشیو کامل بیانات و سخنرانی های مقام معظم رهبری &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://zolal-e-marefat5.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=4&gt;زندگی نامه 14 معصوم&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; متن کامل کتاب ارزشمند &quot; زندگی نامه ۱۴ معصوم &quot; تالیف آیت الله مظاهری&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://zolal-e-marefat7.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=4&gt;استفتائات مقام معظم رهبری&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شامل استفتائات مقام معظم رهبری بر اساس طبقه بندی موضوعات&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#3366ff size=4&gt;بدون شک نظرات شما بزرگواران ما را در پیمودن راه و ارائه مطالب بهتر و مفید تر یاری خواهد نمود .&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#3366ff size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0066ff size=4&gt;منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0066ff size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0066ff size=4&gt;اللهم عجل لولیک الفرج&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0066ff size=4&gt;ما را از دعای خیر خویش محروم نفرمایید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0066ff size=4&gt;یا علی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Apr 2008 08:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zolal-e-marefat&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>zolal-e-marefat</dc:creator>
<guid>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دستور العمل اخلاقی از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی</title>
<link>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دستور العملی که سالک ربانی حاج میرزا جواد اقا ملکی تبریزی به جناب آیت الله حاج شیخ محمد حسین کمپانی ( رضوان الله تعالی علیهما) ارسال داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فدایت شوم . . . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در باب اعراض از جدّ و جهد رسمیات و عدم وصول به واقعیات که مرقوم شده و از این مفلس استعلام مقدمه موصوله فرموده اید بی رسمیت بنده حقیقت آنچه که برای سیر این عوالم یاد گرفته و بعضی نتایجش را مفصلاً در خدمت شریف در ابتداء خود صحبت کرده ام و از کثرت شوق آنکه با رفقا در عوالم همرنگ بشوم ، اُس و مخّ آنچه از از لوازم این سیر می دانستم بی مضایقه عرضه داشتم . حالا هم اجمال ان را به طریقه ای که یاد گرفته ام مجدداً اظهار می دارم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;طریق مطلوب را برای راه معرفت نفس گفتند : چون نفس انسانی تا از عالم مثال خود نگذشته به عالم عقلی نخواهد رسید و تا به عالم عقلی نرسیده حقیقت معرفت حاصل نبوده و به مطلوب نخواهد رسید لذا به جهت اتمام این مقصود مرحوم مغفور (جزاه الله عنا خیر جزاء المعلمین ) می فرمودند که : &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;باید انسان یک مقدار زیاده بر معقول تقلیل غذا و استراحت بکند تا جنبه حیوانیت کمتر و روحانیت قوت بگیرد ، و میزان آن را هم چنین می فرمود : اولا  انسان روز و شب زیاده از دو وعده غذا نخورد حتی تنقل مابین الغذایین نکند . ثانیا هر موقع غذا می خورد باید مثلاً یک ساعت بعد از گرسنگی بخورد ، و آنقدر بخورد که تمام سیر نشود . این در کمّ غذا ، و کیفش باید غیر از اداب معروفه ، گوشت زیاد نخورد ، به این معنا که شب و روز هر دو نخورد ، و در هر هفته دو سه دفعه هر دو  را یعنی هم روز و هم شب را ترک کند ،و یکی هم اگر تواند للتکیّف نخورد ، و لا محاله آجیل خور نباشد اگر احیاناً وقتی نفسش زیاد مطالبه آجیل کرد استخاره کند و اگر بتواند روزه های سه روز هر ماه را ترک نکند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و اما تقلیل خواب می فرمودند :&lt;BR&gt;شبانه روز شش ساعت بخوابد و البته در حفظ لسان و مجانیت اهل غفلت اهتمام زیاد نماید . اینها در تقلیل حیوانیت کفایت می کند . و اما تقویت روحانیت :&lt;BR&gt;اولا باید همّ و حزن قلبی به جهت عدم وصول به مطلوب داشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ثانیا تا می تواند ذکر و فکر را ترک نکند که این دو جناح سیر آسمان معرفت است .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در ذکر عمده سفارش اذکار صبح و شام اهمّ آن که در اخبار وارد شده . و اهمّ تعقیبات ، صلوات و عمده ترین ذکر ، وقت خواب که در اخبار مأثور است ، لا سیّما متطهراً در حال ذکر به خواب رود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و شب خیزی می فرمود :&lt;BR&gt;زمستان ها سه ساعت ، تابستان ها یک و نیم ساعت . و می فرمودند : که من در سجده ذکر یونسیه - یعنی در مداومت آن که شبانه روزی ترک نشود ، هر چه زیاد تر توان کردن اثرش زیادتر ، اقل اقل آن چهارصد مرتبه است - خیلی اثر ها دیده ام ، خودم تجربه کرده ام ، چند نفر هم مدعی تجربه اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی هم قرآن که خوانده می شود به قصد هدیه ختمی مرتبت (ص) خوانده می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و اما فکر برای مبتدی می فرمودند : در مرگ فکر بکن تا آن وقتی که از حالش می فهمیدند که از مداومت این مراتب گیج شده فی الجمله استعدادی پیدا کرده آن وقت به عالم خیالش ملتفت می کردند یا آنکه خود ملتفت می شد چند روزی همه روز و شب فکر در این می کند که بفهمد که هر چه خیال می کند و می بیند خودش است و از خودش خارج نیست . اگر این را ملکه می کرد خودش را در عالم مثال می دید ، یعنی حقیقت عالم مثالش را می فهمید و این معنی را ملکه می کرد. آن وقت می فرمود که فکر را باید تغییر داد و همه صورت ها و موهومات را محو کرد و فکر در عدم کرد ، و اگر انسان این را ملکه نماید لابد تجلی سلطان معرفت خواهد شد.یعنی تجلی حقیقت خود را به نورانیت و بی صورت و حد با کمال بهاء فائز آید ، و اگر در حال جذبه ببیند بهتر است بعد از آنکه راه ترقیات عوالم عالیه را پیدا کرده هر قدر سیر بکند اثرش را حاضر خواهد یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به جهت ترتیب این عوامل که باید انسان از این عوامل طبیعت ، اول ترقی به عالم مثال نماید ، بعد به عالم ارواح و انوار حقیقیه البته براهین علمیه را خودتان احضر هستید. عجب است که تصریحی به این مراتب در سجده دعای شب نیمه شعبان که اوان وصول مراسله است شده است که می فرماید : « سجد لک سوادی و خیالی و ان بیاضی» اصل معرفت آن وقت است که هر سه فانی بشود که حقیقت سجده عبارت از فناء است که عند الفناء عن النفس بمراتبها یحصل البقاء بالله - رزقنا الله و جمیع اخواننا بحمد و اله الطاهرین .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;باری بنده فی الجمله از عوامل دعا گویی اخوان الحمدلله بی بهره نیستم و دعای وجود شریف و جمیعی از اخوان را برای خود ورد شبانه قرار داده ام . . . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حد تکمیل فکر عالم مثال که بعد از آن وقت محو صورت است که یا باید خود به خود ملتفت شده عینا حقیقت مطلب را ببیند ، یا آنقدر فکر بکند که از علمیت گذشته عیان بشود آن وقت محو موهومات کرده و در عدم فکر بکند تا از طرف حقیقت خودش ، تجلی بکند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 14 Feb 2008 06:01:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zolal-e-marefat&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>zolal-e-marefat</dc:creator>
<guid>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ديدار جمعي از فرماندهان و كاركنان نيروي هوايي ارتش(1386/11/19)</title>
<link>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي امروز در ديدار جمعي از فرماندهان و كاركنان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي، ايستادگي و حركت مستمر رو به جلوي ملت ايران در 28 سال گذشته را عامل عزت نظام اسلامي دانستند و با اشاره به راهپيمايي 22 بهمن به عنوان عرصه پرشور حضور مردمي در مقابل نگاههاي جهاني، تصريح كردند: راهپيمايي روز 22 بهمن مظهر اقتدار، اراده و عزم ملي است.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در اين ديدار كه در سالروز بيعت تاريخي كاركنان نيروي هوايي ارتش با امام خميني (ره) در 19 بهمن سال 57، برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامي درخصوص اهميت راهپيمايي روز 22 بهمن تأكيد كردند: مراسم سالگرد انقلاب در ايران برخلاف اكثر كشورها، يك مراسم كاملاً مردمي است كه مردم در هر شرايطي در صحنه حاضر مي شوند و امسال نيز مردم ايران با حضور گسترده و حتي پرشورتر از سالهاي گذشته، عزم و اراده و دلبستگي خود به انقلاب اسلامي را به رخ جهانيان خواهند كشيد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضرت آيت الله خامنه اي خاطرنشان كردند: در روز 22 بهمن، آنهايي كه بايد متوجه شوند ملت ايران از لحاظ عزم و اراده و دلبستگي به انقلاب در چه روحيه و وضعيتي قرار دارند، متوجه خواهند شد و به همين علت حضور در راهپيمايي 22 بهمن بسيار مهم است.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضرت آيت الله خامنه اي از تفكر صحيح، هوشمندانه و همراه با ايمان شورانگيز و شجاعت در اقدام به عنوان عناصر اصلي عزت بخش ملت ايران در طول دوران انقلاب اسلامي ياد و خاطرنشان كردند: انقلاب اسلامي عزت را جايگزين تحقير بيگانگان، استقلال را جايگزين وابستگي تلخ و ذلت بار دوران طاغوت، و ايستادگي و اقتدار را جايگزين تسليم محض در مقابل بيگانگان كرد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ايشان با اشاره به شكل گيري هويت جديد براي كشور بعد از پيروزي انقلاب اسلامي افزودند: انقلاب اسلامي با ساقط كردن حكومت مطلقه موروثي و بي منطق سلطنت، بناي يك حكومت مردم سالاري و مبتني بر ارزشهاي انساني را پايه گذاري كرد و با استقرار نظام اسلامي، ملت ايران راه پيشرفت خود را يافت.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه ملت ايران هزينه هاي رسيدن به پيشرفت و اوج را نيز پرداخت كرده است، تصريح كردند: امروز به بركت انقلاب اسلامي، ملت ايران ملتي عزيز و الهام بخش است و نظام جمهوري اسلامي نيز نظامي مقتدر است كه همه قدرتهاي منطقه اي و فرامنطقه اي چاره اي جز اعتراف به عظمت آن ندارند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اراده مصمم ملت ايران براي ادامه راه پيشرفت تأكيد كردند: برآيند تحركات گوناگون و مسئوليت هاي مختلف در دوره هاي 28 سال گذشته، حركتي منظم رو به جلو براي ملت ايران بوده است كه با وجود همه تلاش هاي دشمن، اين حركت متوقف نشد و در آينده نيز متوقف نخواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ايشان لحن ستايش مراكز قدرت جهاني از ملت ايران را نتيجه ايستادگي و عزم و اراده براي ادامه مسير پيشرفت ارزيابي و خاطرنشان كردند: البته برخي مراكز تصميم سازي و تصميم گيري دنيا به صورت خصمانه، كينه توزانه و همراه با حسادت و برخي هم با خرسندي لحن ستايش خود را بيان مي كنند اما در مقابل، ملتهاي مسلمان و حتي برخي ملتهاي غيرمسلمان، همه با شيفتگي تمام از ايستادگي ملت ايران تجليل مي كنند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضرت آيت الله خامنه اي انتخابات را يكي از عرصه هاي حساس و تعيين كننده دانستند و در تبيين اهميت آن افزودند: بررسي هر دوره از انتخابات در مقاطع مختلف نشان مي دهد، تلاش تبليغات خصمانه استكبار جهاني بر كاهش حضور و انگيزه مردم براي انتخابات متمركز بوده است كه همواره هم به نتيجه نرسيده اند و اين مسئله نشان دهنده اهميت انتخابات است.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ايشان با اشاره به درماندگي دشمنان در مقابل مردمسالاري ملت ايران خاطرنشان كردند: كساني كه به بهانه دموكراسي و دفاع از نظام هاي مردمي، كشور گشايي، فاجعه آفريني و كشتار مي­كنند و حتي از رژيم هاي كودتايي و موروثي نيز حمايت مي كنند ناچارند در مقابل مردم سالاري ملت ايران دم از نبود آزادي در انتخابات، يا نبود انگيزه مردم براي شركت در انتخابات بزنند و يا براي تعطيلي انتخابات تلاش كنند كه در برهه اي نيز به وسيله برخي عناصر فريب خورده اين تلاش را كردند ولي به اهداف خود نرسيدند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رهبر انقلاب اسلامي شركت در انتخابات را فريضه و وظيفه اي ملي برشمردند و تأكيد كردند: اين وظيفه با روي كار بودن دولتهاي گوناگون و يا جريانهاي سياسي مختلف تغيير نمي كند و همه بايد خود را موظف به شركت در انتخابات بدانند و در اين مسير نيز بهانه جويي نكنند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضرت آيت الله خامنه اي انتخابات در نظام اسلامي را در مقايسه با ساير كشور جزو سالم ترين انتخابات ارزيابي كردند و افزودند: من به دست اندركاران انتخابات توصيه كرده ام كه بايد قانون به شدت رعايت شود و همه نيز بايد الزامات قانوني را بپذيرند و تسليم قانون باشند زيرا قانون حد و فاصل حق و باطل است و قانون را نبايد دور زد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ايشان در همين خصوص خاطرنشان كردند: بايد مراقب بود به كسي ظلم نشود و در مقابل حق مردم نيز تضييع نشود و با لحاظ قانون بايد رعايت كرد كه افراد ناصالح معرفي نشوند و انسانهاي صالح هم از حقوق خود محروم نشوند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رهبر انقلاب اسلامي مسئله اصلي در انتخابات را حضور مردم دانستند و تأكيد كردند: كساني كه به نحوي دست اندركار انتخابات اعم از سياستگذاري، اجرا و موارد ديگر هستند بايد با توجه به اهميت حضور مردم، وظيفه خود را انجام دهند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضرت آيت الله خامنه اي در بخش ديگري از سخنان خود ضمن تبريك نوزدهم بهمن به كاركنان نيروي هوايي ارتش و ملت ايران، حركت تاريخي جمعي از كاركنان نيروي هوايي ارتش در نوزدهم بهمن سال 57 را نقطه عطف و حركتي شجاعانه، هوشمندانه، به هنگام و برخاسته از ايمان توصيف كردند و افزودند: اين حركت در واقع برآيندي از مجموعه احساسات و ذهنيات نيروي هوايي ارتش در آن زمان بود.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فرمانده كل قوا با اشاره به هويت جديد و اقتدار و عزت ارتش بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، به سربلندي نيروي هوايي در آزمون دفاع مقدس و كارهاي بزرگ اين نيرو بعد از دوران دفاع مقدس اشاره و خاطرنشان كردند: نيروي هوايي بايد مسير پيشرفت خود را با شتابي مضاعف ادامه دهد و در اين مسير همچون گذشته علاوه بر اتكاء به ابزارهاي مادي، در جهت تقويت بيش از پيش ايمان و اراده گام بردارد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رهبر انقلاب اسلامي همچنين با اشاره به مسئله فلسطين و محاصره و كشتار مردم غزه، آنرا نتيجه سياست خاورميانه اي غلط امريكا و كنفرانس ننگين پاييزي دانستند و تأكيد كردند: دولتهاي اسلامي بايد محاصره غزه را بشكنند و دولت و ملت مصر در اين خصوص وظيفه بزرگي دارند و همه ملتهاي مسلمان بايد به دولت و ملت مصر براي انجام اين وظيفه كمك كنند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضرت آيت الله خامنه اي تصريح كردند: در شرايطي كه مردم غزه در آتش و خون هستند و اين فاجعه آفريني نتيجه سفر رئيس جمهور امريكا به منطقه است،‌مذاكره كشورهاي منطقه با امريكا و رژيم غاصب صهيونيستي هيچ فايده اي ندارد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ايشان افزودند: دولتهاي عربي بايد مراقب باشند تا از آنها يا عناصر ديگري از فلسطيني ها برضد مردم غزه استفاده نشود زيرا ننگ اين مسئله تا ابد بر پيشاني آنها خواهد ماند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رهبر انقلاب اسلامي تنها راه نجات ملت فلسطين را مقاومت و ايستادگي دانستند و افزودند: ايستادگي مردم فلسطين و غزه در مقابل فشار عظيم اقتصادي و تهاجم و كشتار تحسين برانگيز است و مردم فلسطين بايد مراقب توطئه دشمنان براي ايجاد جدايي ميان ملت و دولت منتخب فلسطين نيز باشند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در اين ديدار اميرسرتيپ ميقاني فرمانده نيروي هوايي ارتش در سخناني با اشاره به بيعت تاريخي كاركنان نيروي هوايي با امام خميني (ره) در سال 57، تأكيد كرد: كاركنان اين نيرو امروز نيز ضمن تجديد بيعت با فرماندهي كل قوا، با تمام توان آماده دفاع از منافع ملي و مرزهاي آسماني ميهن اسلامي است&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 14 Feb 2008 05:53:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zolal-e-marefat&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>zolal-e-marefat</dc:creator>
<guid>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>متن کامل سخنرانی مهم سید احمد خاتمی در خبرگان </title>
<link>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;به دنبال طرح مسئله آسیب‌شناسی و آفت زدایی از مراسم عزاداری توسط حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی در اجلاسیه اخیر مجلس خبرگان رهبری و اشاره رهبر انقلاب به آن، اظهار نظرهای متفاوتی درباره علل و انگیزه‌های طرح این مسئله در شرایط کنونی از سوی صاحب نظران و گروه‌های مختلف سیاسی به عمل آمد. در ادامه متن کامل این سخنان را که در پایگاه اطلاع رسانی رسا آمده است، به همراه توضیحات ایشان، ملاحظه می نمایید. 
&lt;P align=justify&gt;متنی که ملاحظه می فرمایید، متن سخنرانی اینجانب در مجلس خبرگان رهبری است که به پیشنهاد کمیسیون سیاسی- اجتماعی مجلس خبرگان و تصویب هیات رئیسه آن مجلس ایراد شده است. این سخنرانی از چند ویژگی برخوردار بود: 
&lt;P align=justify&gt;1-علاوه بر مطالعات قبلی، برای این سخنرانی حدود چهل ساعت مطالعه نمودم؛ 
&lt;P align=justify&gt;2-با چهار تن از مراجع عظام تقلید و نیز هیات رئیسه محترم خبرگان و برخی از خبرگان در رابطه با مباحث مطروحه مشورت و رایزنی کردم؛ 
&lt;P align=justify&gt;3-سخنرانی تماماً مستند بوده از جهت آیات و روایات و هم فتاوی مراجع عظام؛ 
&lt;P align=justify&gt;4-در این سخنرانی تنها به بیان مشکل اکتفاء نشده، در حد توان راهکار هم ارائه شده است؛ 
&lt;P align=justify&gt;5-سخنرانی در جمع فرهیختگان برجسته، دین شناسان بزرگ کشور اعضای محترم خبرگان رهبری ایراد شد؛ 
&lt;P align=justify&gt;6-به شدت مورد استقبال اعضاء محترم آن مجلس قرار گرفت. هم در جلسه و هم بعد از آن اینجانب را مورد لطف قرار دادند و برخی این سخنرانی را مصادیق بارز احیاء امر اهل بیت (ع) نامیدند؛ 
&lt;P align=justify&gt;7-هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری این سخنرانی را غیرمحرمانه اعلام کرد و دستور انتشار آن را داد. 
&lt;P align=justify&gt;با این همه به صراحت می گویم این سخنرانی کاستی های فراوانی دارد که باید برطرف گردد؛ این در حقیقت گامی در مسیر آسیب زدانی در مراسم دینی است. باید همه دست به دست هم دهیم تا این مجالس و محاقل دینی تریبون گسترده اسلام ناب شده و از این کانال حقایق دینی منتشر شود (آن چنان که بحمدلله بسیاری از مجالس ما این چنین است). پیش از آن که به مطالعه این سخنرانی بپردازید تذکر چند نکته را لازم می دانم: 
&lt;P align=justify&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;ما و هیچ یك از دینداران نمى‏گوئیم كه با این اسم هر كسى هر كارى مى‏كند خوب است. چه بسا علماى بزرگ و دانشمندان، بسیارى از این كارها را ناروا دانسته و به نوبت خود از آن جلوگیرى كردند؛ چنانچه همه مى‏دانیم كه در بیست و ‏چند سال پیش از این عالم عامل بزرگوار مرحوم حاج شیخ عبدالكریم كه از بزرگترین روحانیون شیعه بود در قم شبیه‏خوانى را منع كرد و یكى از مجالس بزرگ را مبدل به روضه خوانى كرد و روحانیون و دانشمندان دیگر هم چیزهایى ‏را كه بر خلاف دستور دینى بوده منع كرده و مى‏كنند.&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;1-درست است محور این سخنرانی مراسم عزاداری است لیکن آسیب‌ها عام است، آسیب‌هایی است مربوط به همه مجالس دینی چه عزاداری‌ها چه مراسم جشن و چه مراسم دیگر. 
&lt;P align=justify&gt;2-روی سخن در این سخنرانی آسیب‌ها است، قشر خاصی به عنوان آسیب رسان معرفی نشده اند. ممکن است این آسیب‌ها توسط برخی از خطباء یا برخی از مداحان یا برخی از برنامه سازان صدا و سیما باشند. این را بدین جهت متذکر شدم که مطمئنم کسانی فردای انتشار این سخنرانی، آن را سخنرانی علیه مداحان تلقی کنند (آن چنان که به دنبال گزارش سخنرانی خبرگان، برخی از روزنامه‌ها چنین تیتر زدند که البته با تذکر اینجانب روز بعد اصلاح کردند). 
&lt;P align=justify&gt;این برداشت را از سخنرانی ام غلط و نادرست می دانم، گرچه در جای جای این سخنرانی تلاش کرده‌ام حساب مداحان مخلص و ارزشی را از غیر آن‌ها جدا کنم ولی در این مقدمه هم تاکید می‌کنم به هیچ وجه محور نقد در این سخنرانی فقط مداحان نیستند، اگر نقدی هست عام است و اگر ستایش هم هست عام است. اینجانب از نزدیک بسیاری از مداحان ارزشی را می‌شناسم و تلاش مخلصانه آن‌ها را در جهت احیاء مکتب سیدالشهداء(ع) و احیاء ارزش‌های انقلاب ارج می‌نهم و بر این باورم که بیش از همگان مداحان مخلص ارزشی از این آسیب‌ها رنج برده و به شدت از حضور نااهلان در این کسوت محترم ناراحتند. 
&lt;P align=justify&gt;3-در پایان بار دیگر تاکید می کنم که محاقل و مجالس دینی تریبون های گسترده مذهب است که باید هر روز بیش از گذشته با نشاط تر و با کیفیت بالاتر برگزار گردد و به خصوص مراسمی که مربوط به اهل بیت علیهم‌السلام است چه عزاداری ها، چه شادی ها. در این سخنرانی بر این نکته تکیه داشتم که نباید به گونه ای انتقاد کنیم که خدای ناکرده اصل عزاداری زیر سوال رفته یا خطبای ارزشی و مداحان مخلص زیر سوال روند. و از این عزیزان نیز می خواهم که این آسیب ها را جدی بگیرند و کمک کنند تا آسیب زدائی شده و این مجالس نورانی آن چنان که برای آسمانیان درخشندگی دارد برای زمینیان نیز روشنگر باشد ان شاء الله. 
&lt;P align=justify&gt;اینک این شما و این متن سخنرانی. 
&lt;P align=justify&gt;والسلام علیکم و رحمةالله - سید احمد خاتمی 21/6/84- 7 شعبان 1426 
&lt;P align=justify&gt;
&lt;P align=justify&gt;بسم الله الرحمن الرحیم 
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;الف-  جایگاه مراسم عزاداری&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 align=justify&gt; &lt;FONT size=2&gt; عزاداری و برپایی مراسم ماتم در سوگ خوبان و اولیاء خدا امری است که ریشه در قرآن و سیره نبوی(ص) و سیره امامان(ع) دارد. این عزاداری ها مصداق مودت اهل بیت(ع) است.(1)  مصداق تعظیم شعائر الهی است.(2) مصداق فریاد مظلوم علیه ظالم است (3) و در سیره نبی اکرم(ص) داریم که حضرت در سوگ شهدای احد و به ویژه حمزه سید الشهداء عزا گرفت و ترغیب به عزاداری بر حضرت کرد. نیز در سوگ شهادت حضرت جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه عزا گرفت. برپائی مجلس عزا  را عیب نمی دانست و با آن برخورد نمی کرد. راوی گوید: یکی از بستگان پیامبر اکرم(ص) از دنیا رفت، زن‌ها جمع شدند و مجلس عزا برای او برپا کردند. عمر برخاست آنها را از این کار نهی کرد و آنها را طرد نمود. پیامبر(ص) فرمود: عمر، رهایشان کن که چشم، گریان و قلب، مصیبت دیده و داغ تازه است. (4) شنیدنی است که پیامبر اکرم(ص) برای امام حسین(ع) در روز اول ولادتش مجلس عزا گرفت. (5) در منزل ام سلمه در دوره کودکی برای امام حسین مجلس عزا گرفت. (6) در منزل عایشه برای حضرت امام حسین(ع) مجلس عزا گرفت.(7) در خانه امام علی(ع) برای حضرت مجلس عزا گرفت.(8) بنابراین اگر بگوئیم بنیانگزار عزاداری بر سید و سالار شهیدان، حضرت نبی اکرم(ص) و امامان(ع) بوده است سخنی به گزاف نگفته‌ایم.(9) &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P align=justify&gt;در سیره امامان(ع) هم برنامه ای که هرگز در هیچ شرایطی ترک نشد برپائی عزا بر سالار شهیدان امام حسین(ع) بود. امام سجاد(ع) پس از امام حسین(ع) تا زنده بود در هر مجلس از داغ حسین می گفت و در حقیقت مجلس عزا برپا می کرد. امام باقر(ع) هم در شرایط سخت و خفقانی دستور می داد روز عاشورا عزای امام حسین را برپا کنند. مالک جهنی می گوید امام باقر(ع) در روز عاشورا فرمود: همه برای امام حسین(ع) گریه کنند و اهل خانه را دستور به گریه بر حضرت می داد.(10) همین سیره را حضرت امام صادق(ع) و امامان دیگر(ع) داشتند. آنها بر این امر اصرار داشتند که از رهگذر عزاداری و برپایی عزای سالار شهیدان چراغ پرفروز نهضت حسینی روشن بماند، که ماند. 
&lt;P align=justify&gt;مجالس عزای حسینی نه تنها نام سیدالشهداء(ع) را پرآوازه نگهداشته، بلکه سبب ماندگاری پیام اسلام عزیز شدند. بر این اساس است که احیاگر مکتب نجات بخش عاشورا در عصر حاضر حضرت امام خمینی(ره) بیشترین تاکیدها را بر برپائی عزاداری سید و سالار شهیدان داشتند: ملت ما قدر این مجالس را بدانند، این ها مجالسی است که زنده نگه می دارد ملت ها را(11) ملت ما را این مجالس حفظ کرده؛ بی خود نبود که رضاخان و مامورین ساواک تمام مجالس عزا را قدغن کردند.(12) مجالس عزا را با همان شکوهی که بیشتر انجام می گرفت و بیشتر از او حفظ کنید.(13) مجالس سوگواری ائمه اطهار(ع) را باید حفظ کنید اینها را باید حفظ کنید. اینها شعائر مذهبی ماست که باید حفظ شود. 
&lt;P align=justify&gt;با توجه به جایگاه رفیع عزاداری و گوهر ارزشمندی که در آن نهفته است بدیهی است که دشمنان تلاش گسترده در جهت تخریب و تحریف آن داشته باشند. در برهه ای از زمان که عباسی ها قدرتمند بودند در پی تخریب عزای سالار شهیدان بودند که عزاداران را دستگیر می کردند، شکنجه و اعدام می کردند و در برهه‌ای که قدرت مقابله نداشتند، در پی تحریف آن بودند تا جلوی تاثیر گذاری این سنت مبارک را بگیرند. با توجه به تاثیر ژرف فرهنگ عاشورا در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی، دشمنان قسم خورده اسلام این بار در پی تحریف این فرهنگ بر آمدند تا تاثیر آفرینی آن را کمرنگ کنند. گزارش ذیل هشداری است برای همه آنان که در این رابطه تاثیر گذارند هم بانیان محترم، هم خطباء محترم، و هم مداحان محترم. 
&lt;P align=justify&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پیدا كردم استفاده از مدح‏ها و تمجیدهاى‏ بى معناست كه گاهى هم مضر است. فرض كنید راجع به حضرت اباالفضل صحبت مى‏شود بنا كنند از چشم و ابروى‏ آن بزرگوار تعریف كردن مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ در دنیا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم هاى‏ قشنگش بوده ... اینها سطح معارف دینى ما را پایین مى‏آورد معارف شیعه در اوج اعتلاست... ارزش اباالفضل ‏العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست، به آب نخوردن ‏اوست در عین تشنگى و بر لب آب بدون این كه شرعاً و عرفاً هیچ مانعى وجود داشته باشد.&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نقشه سیا در رابطه با فرهنگ عاشورا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اخیراً کتابی به نام &quot;نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی&quot; در آمریکا انتشار یافته که در آن گفتگوی مفصلی با دکتر مایکل برانت یکی از معاونان سابق سیا سازمان اطلاعاتی مرکزی آمریکا انجام شده است. او در این زمینه می گوید بعد از مدت‌ها تحقیق به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تاثیر گذار بوده است. ما همچنین به این نیتجه دست یافتیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند. در این گردهمایی تصویب شد که بر روی مذهب شیعه تحقیقات بیشتری صورت گیرد و طبق این تحقیقات برنامه ریزی‌هایی داشته باشیم؛ به همین منظور چهل میلیون دلار بودجه برای آن اختصاص دادیم و این پروژه در سه مرحله به ترتیب زیر انجام شد... پس از نظر سنجی‌ها و جمع‌آوری اطلاعات از سراسر جهان به نتایج مهمی دست یافتیم. متوجه شدیم که قدرت مذهب شیعه در دست مراجع و روحانیت می باشد... . این تحقیقات ما را به این نتیجه رساند که به طور مستقیم نمی توان با مذهب شیعه رو در رو شد و امکان پیروزی بر آن بسیار سخت است و باید پشت پرده کار کنیم. ما به جای ضرب المثل انگلیسی &quot;تفرقه بیانداز، حکومت کن&quot; از سیاست &quot;اختلاف بیانداز، نابود کن&quot; استفاده کردیم و در همین راستا برنامه ریزی‌های گسترده ای را برای سیاست‌های بلند مدت خود طرح کردیم حمایت از افرادی که با مذهب شیعه اختلاف نظر دارند و ترویج کافر بودن شیعیان به گونه‌ای که در زمان مناسب علیه آنها توسط دیگر مذاهب اعلام جهاد شود. همچنین باید تبلیغات گسترده‌ای را علیه مراجع و رهبران دینی شیعه صورت دهیم تا آنها مقبولیت خود را در میان مردم از دست بدهند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی دیگر از مواردی که باید روی آن کار می کردیم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی بود که هر ساله شیعیان با برگزاری مراسمی این فرهنگ را زنده نگه می دارند. ما تصمیم گرفتیم با حمایت های مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزارکنندگان اصلی اینگونه مراسم که افراد سودجو و شهرت‌طلب هستند عقاید و بنیان‌های شیعه و فرهنگ شهادت طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسائل انحرافی در آن به وجود آوریم به گونه‌ای که شیعه یک گروه جاهل و خرافاتی در نظر آید. 
&lt;P align=justify&gt;در مرحله بعد باید مطالب فراوانی علیه مراجع شیعه جمع آوری کنیم و به وسیله مداحان و نویسندگان سودجو انتشار دهیم و تا سال 1389 مرجعیت را که سد راه اصلی اهداف ما می باشند تضعیف کرده و آنان را به دست خود شیعیان و دیگر مذاهب اسلامی نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم.(14) 
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;امام راحل ، پیشگام آسیب زدایی&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لذاست که آسیب‌شناسی این مجالس و آسیب‌زدائی از آنها بزرگ‌ترین خدمت به نهاد مقدس عزاداری است. از کلمات امام راحل عظیم الشان استفاده می شود که آن امام عزیز با فراستی که در مومن است از حدود 60 سال پیش به این نکته هم توجه داشته اند: باید بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند باید این سنت‌ها را حفظ کنید البته اگر چنانچه ناروایی بوده است سابق و دست اشخاصی بی اطلاع از مسائل اسلام بوده، آنها یک قدری تصفیه شود لکن عزاداری به همان قوت خودش باقی بماند.(15) &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در اینجا باید یک سخنی هم در خصوص عزاداری و مجالسی که به نام حسین بن علی(ع) برپا می شود بگوئیم. ما و هیچ یک از دینداران نمی گوئیم که با این اسم هر کسی هر کاری می کند خوب است؛ چه بسا علمای بزرگ و دانشمندان بسیاری از این کارها را ناروا دانسته و به نوبت خود از آن جلوگیری کردند. چنانکه همه می‌دانیم که در بیست و چند سال پیش از این عالم عامل بزرگوار مرحوم حاج شیخ عبدالکریم که از بزرگترین روحانیون شیعه بود در قم شیبه خوانی را منع کرد و یکی از مجالس بزرگ را مبدل به روضه خوانی کرد و روحانیون و دانشمندان دیگر هم چیزهایی را که بر خلاف دستور دینی بوده منع کرده و می‌کنند.(16) بنابراین خدمت بزرگ در مقطع کنونی به عزاداری سالار شهیدان، شناسایی آسیب‌ها و تلاش در جهت آسیب‌زدایی است. روز چهارشنبه 9/6/84 گذشته در محضر آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی بودم صریح عبارت ایشان این بود که اگر این آسیب‌هایی که در برخی مجالس عزاداری هست ادامه یابد من بر اصل کیان تشیع احساس خطر می کنم. شبیه این اظهار نظر را آیت الله العظمی مکارم داشتند و فرمودند اگر این روند ادامه یابد، بیم آن می رود که روند مجالس عزاداری به دست کسانی بیفتد که اصلاً اهلیت ندارند. 
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;افراط و تفریط در عرصه  آسیب ها&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 align=justify&gt; &lt;FONT size=3&gt;پیش از آن که وارد عرصه بحث از آسیب‌ها شویم تذکر یک نکته را ضروری می‌دانم و آن این که: در عرصه مقابله با آسیب‌ها دو نظریه وجود دارد که بنده معتقدم در دو طرف افراط و تفریط است و نظریه معتدل حد وسط است. این دو نظریه عبارتند از: &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P align=justify&gt;1-یک نظریه آن است که عزاداری امر مقدسی است اصلاً نباید در این عرصه وارد شد. بگذاریم مردم هر کاری می کنند بکنند به هر شکلی که می‌خواهند عزاداری کنند. اگر بخواهیم در این میدان وارد شویم و نقد کنیم چه بسا اصل عزاداری آسیب می بیند؛ پس چرا دست به ابروی و عزاداری بزنیم که در نتیجه چشم کور شود! صاحبان این نظریه باید توجه کنند که اگر از عزاداری آسیب زدائی نشود چه بسا اصل عزاداری آسیب دیده و شاهد آن باشیم که چند سال آینده در عزاداری همه چیز باشد جز احیاء مکتب سالار شهیدان(ع). ما نمی‌توانیم در این عرصه بی تفاوت باشیم و اجازه دهیم در پوشش عزاداری، گناه و معصیت صورت پذیرد. 
&lt;P align=justify&gt;2-نظریه دوم که نظریه تفریطی می دانیم این است که به گونه‌ای از عزاداری‌ها انتقاد کنیم که خدای ناکرده مردم از اصل برپایی آن دلسرد شوند. به گونه‌ای از مداح‌ها انتقاد کنیم که خوبان آنها نیز زیر سوال روند. بحمدالله در جمع مداحان کشور کسانی هستند که هم مخلصانه می خوانند هم با مطالعه و هم مراقب اند از حدود شرع خارج نشوند. من ارج و ارزش اینگونه مداحان را از دعبل و کمیت دیروز کمتر نمی دانم. نباید به گونه‌ای از خطبا انتقاد کنیم که تر و خشکش همه با هم بسوزد! خطبای ارزشی که زبان گویای اسلام‌اند نیز آسیب ببینند. اینهم نادرست است، ما معتقدیم باید در این عرصه جانب اعتدال را گرفت. بر برپایی عزای حسینی و اهل بیت(ع) تاکید داشته باشیم، از خطبا و مداحان مخلص تجلیل و تکریم کنیم، در عین حال رسالت روشنگری خود را در عرصه عزاداری‌ها همانند دیگر عرصه‌ها داشته باشیم بنابراین اگر در این مجلس عظیم سخن از آسیب‌ها داریم، هرگز در صدد تخریب عزاداری‌ها، خطبا و مداحان مخلص نیستیم؛ بلکه در پی آنیم که این نهاد مقدس با نشاط و شادابی بماند و همانند گذشته الهام بخش باشد. 
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;ب- آسیب ها&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 align=justify&gt; &lt;FONT size=2&gt;آسیب‌هایی که در این عرصه قابل ذکر است بر دو قسم است: یکی آسیب محتوائی است و دیگر آسیب شکلی است اما آسیب‌های محتوایی عبارتند از: &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;آسیب محتوایی&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۱- طرح یک جانبه سیمای معصومین&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;طرح یک جانبه سیمای پیامبر(ص) و معصومین(ع) در مجالس عزا و شادی اهل بیت(ع) و تنها جنبه قداست و ملکوتی امامان را مطرح کردن و بس. توضیح آن که پیامبر و امامان دو جنبه دارند: یکی جنبه ملکوتی که در این نگاه معصوم‌اند، علم غیب دارند، ولایت تکوینی دارند و... و دیگر جنبه ملکی و زمینی &quot;قل انما انا بشر مثلکم.&quot; ما باید در مجالس اهل بیت هر دو بعد را مطرح کنیم و تاکید بر بعد دوم داشته باشیم؛ آنها الگوی زندگی اند جنبه های الگویی زندگی اهل بیت مطرح شود اینست که سازنده است؛ از مناقب اهل بیت بگوئیم از انس آنها با خداوند، ارتباط صمیمی با مردم، گره گشایی از کار مردم، زهد، شجاعت و ... و دهها بعد دیگر. قرآن و روایات حتی ابراز محبت به اهل بیت(ع) را مقدمه برای عمل می دانند. در آیه‌ای می‌خوانیم: &quot;قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی&quot;؛ بگو بر این رسالت از شما اجری نمی‌خواهم جز مودت قربی (خمسه طیبه طاهره) (17) در آیه دیگر می‌خوانیم: &quot;قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم ان اجری الا علی الله) اجری که خواستم به نفع شماست اجرم بر خداست.(18) در آیه سوم می خوانیم: &quot;قل ما اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا &quot;؛ بگو اجری بر رسالت از شما نمی‌خواهم مگر کسی که بخواهد راه به سوی خداوند بیاید.(19) از مجموع سه آیه استفاده می شود مودت هم جهت راه یابی به سوی خداوند است. این از قرآن؛ در روایات هم فراوان بر الگو بودن اهل بیت(ع) تاکید شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود اهل بیت من فارق بین حق و باطلند، اینها امامانی‌اند که باید به آنها اقتدا کرد.(20) &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot;عن مولینا امیرالمؤمنین(ع) انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثر هم فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردی فان لبدوا فالبدوا و ان نهضوا فانهضوا ولا تسبقوا هم فتضلوا ولا تتاخروا عنهم فتهلکوا&quot;(21)؛ مولی علی(ع) فرمود به اهل بیت پیامبرتان بنگرید، از آن سو که گام برمی دارند بروید. قدم جای قدمشان بگذارید آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی برند و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند. اگر سکوت کردند سکوت کنید اگر قیام کردند قیام کنید،از آنها پیشی نگیرید که گمراه می شوید و از آنان عقب نمانید که نابود می گردید. 
&lt;P align=justify&gt;&quot;عن رسول الله (ص) اجعلوا اهل بیتی منکم مکان الرأس من الجسد و مکان العینین من الرأس فان الجسد لا یعندی الا بالرأس ولا یعتدی الرأس الا بالعینین&quot;(22)؛ پیامبر اسلام(ص) فرمود اهل بیتم را همانند سر در پیکره زندگی قرار دهید و همانند دو چشم از سر؛ همانا جسد جز با سر راه به جانی نمی برد، هدایت سر هم با چشم‌ها است. 
&lt;P align=justify&gt;آنچه که بسی مایه تأسف است آن است که اخیراً در برخی از مجالس حتی از بُعد ملکوتی امامان و مناقب معنوی آنان گفته نمی شود و صرفاً سخن از توصیف چشم و ابروی اهل بیت است. همان که مورد نقد مقام معظم رهبری هم قرار گرفت. چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم استفاده از مدح‌ها و تمجیدهای بی معناست که گاهی هم مضر است. فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل صحبت می‌شود بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم‌های قشنگش بوده... اینها سطح معارف دینی ما را پایین می‌آورد. معارف شیعه در اوج اعتلاست... ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست، به آب نخوردن اوست در عین تشنگی و بر لب آب بدون این که شرعاً و عرفاً هیچ مانعی وجود داشته باشد.(23)  بنگیرید به نمونه‌هایی از این سست مطرح کردن ها: 
&lt;P align=justify&gt;
&lt;TABLE dir=rtl borderColor=#111111 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; align=center border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;67%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;همه هستیم و مدیون چشماتم می دونی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;42%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;از همان روز ازل مست نگاتم می دونی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;25%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;67%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;کار چشماش دلبریه&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;42%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;قد و بالای قشنگش عجب محشریه&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;25%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;67%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;سیاهه چشات جزیره دله &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;42%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;هر کس از نسل توئه چه خوشگله&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;25%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;67%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;از نگاه تو محبت می باره &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;42%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;مردی از مردونگیت کم میاره&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;25%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;67%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;با این که من خوب می دونم آدمی بی اصل و نسبم &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;42%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;بده اجازه ای خدا عشقمو نقاشی کنم&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;25%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;67%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;خوب می شه قلب عاشقم یه طرح خوشگل می زنم&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;42%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt; نقش یه مرد پهلوون طرح شمایل می زنم&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;25%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;67%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;به روی صفحه می کشم پیشانی بلند مشو&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;42%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;ابروهای کمونی شو صورت آسمونی شو&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;25%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;67%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;تا که به چشماش می رسم کشیدنش چه مشکله&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;42%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;آخر چشای یار من سیاهه خیلی خوشگله&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;25%&quot;&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آیا اینها مناقب اهل بیت است آیا داشتن چشم‌های آن چنانی ارزشی است یا فداکاریها و از جان گذشتگی‌ها؟ و... 
&lt;P align=justify&gt;امامان که این همه تأکید بر عزاداری داشتند بر این نکته هم تأکید داشتند که عزاداری‌ها باید جهت روشنگرانه، افشاگرانه و هدایت گرانه داشته باشد برای این کار عملاً از شعرای متعهد و ارزش آن روز که نقش مداح ها و مرثیه خوان‌های امروز را داشتند تجلیل‌ها و تکریم‌ها می کردند. 
&lt;P align=justify&gt;چرا امامان از کمیت این همه تجلیل کردند؟ چرا امام سجاد(ع) به کمیت می گوید که ما از پاداش کار تو و اشعار تو عاجزیم خدا خودش به تو پاداش دهد(24). امام صادق(ع) می فرماید: خدایا گناهان گذشته و آینده کمیت و گناهانی که پنهان و آشکار انجام داده ببخش و آن قدر به او بده تا راضی شود. این بدان دلیل است که شاعر متعهد و ارزشی است قصیده هاشمیات 578 بیتی او تمام معرفی اهل بیت، فجایع بنی امیه و حکومت عدل اسلامی است. در پایان شعرش می گوید: 
&lt;P align=justify&gt;
&lt;TABLE dir=rtl borderColor=#111111 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; align=center border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;الیکم ذوی آل النبی تطلعت&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;تو ازع من قلبی ظماء و البب&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;فانی عن الامر الذی تکرهونه&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;بقولی و فعلی مااستطعت لا جنب&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اعضای تشنه از قلب و عقل و وجودم همواره به سوی شما خاندان پاک پیغمبر نظاره گر است. 
&lt;P align=justify&gt;پس من نسبت به آنچه شما دوست ندارید با گفتار و رفتار خویش تا آنجا که در توان من است از آن دوری می‌جویم. او آن چنان شیفته اهل بیت است که فرزندش می گوید به هنگام شهات سه بار اللهم صل علی محمد و آل محمد گفت و به دیدار خدا رفت(25). و نیز تجلیلی که از دیگر شاعران اهل بیت همانند فرزدق، دعبل، حمیری و مانند آن داشته اند همگی در این راستا بود. اهل بیت مجلس عزایی را می پسندند که در آن احیاء امر اهل بیت و مکتبشان باشد. مجالس عزای این چنینی بود که انقلاب آفرین و مبدأ قیام پانزدهم خرداد شد که مبدأ انقلاب بزرگ اسلامی است. عاشورای سال 1342 که دو روز بعد امام  دستگیر شد و حوادث پانزدهم خرداد پیش آمد نوحه این بود: 
&lt;P align=justify&gt;
&lt;TABLE dir=rtl borderColor=#111111 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; align=center border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;گفت عزیز فاطمه &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;64%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;نیست ز مرگ واهمه&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;36%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;تا به تنم توان بود&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;64%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;زیر ستم نمی روم&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;36%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;ننگ حیات و ذلتش&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;64%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;عزت مرگ و لذتش&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;36%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;من ز یزید بی پدر&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;64%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;ظلم و ستم نمی کشم&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;36%&quot;&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شعر رایج عزای انقلابی این بود که: 
&lt;P align=justify&gt;
&lt;TABLE dir=rtl borderColor=#111111 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; align=center border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;64%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;36%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;نه ظلم کن به کسی نه به زیر ظلم رو&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;64%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;که این مرام حسین است و منطق دین است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;36%&quot;&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یا شعر زنده و حماسی شاعر معاصر آقای بهجتی: 
&lt;P align=justify&gt;
&lt;TABLE dir=rtl borderColor=#111111 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; align=center border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;اندر آنجا که باطل امیر است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;اندر آنجا که حق سر بزیر است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;اندر آنجا که دین و مروت&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;پایمال و زبون و اسیر است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;راستی زندگی ناگوار است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt; مرگ بالاترین افتخار است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;اندر آنجا که از فرط بیداد&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt; نیست مظلوم را تاب فریاد&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;اندر آنجا که ظالم به مستی&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt; بر سر خلق می تازد آزاد&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;مهر بر لب نهادن گناه است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt; خامشی بدترین اشتباه است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;این اساس مرام حسین است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;روح و رمز قیام حسین است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;یا که آزادگی یا شهادت&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt; حاصلی از پیام حسین است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;شیعه او هم اینسان غیور است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt; تا ابد از زبونی به دور است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;شیعه و تن به بیداد دادن؟ &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;شیعه و مهر برلب نهادن؟&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;شیعه و خفتن و آرمیدن؟ &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;شیعه و در مذلت فتادن؟&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;شیوه شیعه هرگز نه اینست&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;شیعه نبود هر آن کس چنین است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;زان شهید سر از دست داده &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt; زان فداکار در خوان فتاده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;جاودان آید این بانگ پرشور &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;لا اری الموت الا سعاده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;آری آزاد مردان بکوشند&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;بر ستمگر چو طوفان خروشند&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;شور عالم ز نام حسین است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt; مستی جان ز جام حسین است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;هر کجا نهضتی حق پسند است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;ریشه اش از قیام حسین است&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;او به خون این سخن کرد ترسیم&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;65%&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;پیش ظالم نگردید تسلیم&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;35%&quot;&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هم اکنون هم اگر بخواهیم احیاگر عزاداری راستین و عاشورایی باشیم باید در مجالس عزاداری هم از مقامات ملکوتی امامان بگوئیم و هم از مقامات مُلکی آنان! باید از جنبه الگوئی و اسوه بودن آنها بگوییم و نباید به صرف ابراز عشق اکتفا نماییم. 
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;۲- غلو&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دیگر آسیب، طرح مسایل غلوآمیز در عزاداری‌هاست &quot;حسین اللهی شدن&quot;! &quot;زینب اللهی شدن&quot;! و از این رهگذر خود را مقدس جلوه دادن. قرآن کریم از غلو نهی می کند &quot;یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم ولا تقولوا علی الله الا الحق.&quot; (26) ای اهل کتاب، غلو در دین نکنید و بر خدا جز حق نگویید. &quot;قل یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم.&quot; (27) ای اهل کتاب در دینتان غلو نکنید. پیامبر(ص) فرمود: &quot;ایکم والغلو فی الدین فانما هلک من کان قبلکم بالغلو فی الدین&quot;(28). از غلو در دین بپرهیزید، گذشتگان شما با غلو در دین هلاک شدند. امامان ما شدیدترین برخورد را با غُلات داشتند. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: &quot;اللهم انی بریء من الغلاه کبراءه عیسی بن مریم من النصاری اللهم اخذلهم ابداً ولا تنتصر منهم احداً&quot;(29)؛ خدایا من از غلات بیزارم همانند بیزاری حضرت عیسی از نصاری. خدایا آنها را تا همیشه خوار کن و هیچ کدام از آنها را یاری مکن. و برخی از غلاتی را که مدعی ربوبیت مولا علی(ع) بودند سوزاند(30). امام صادق(ع) فرمود: &quot;احذروا علی شبابکم الغلاه لا یفسدوهم فان الغلاه شر خلق الله یصغرون عظمه الله و یدعون الربوبیه لعبادالله و الله ان الغلاه اشر من الیهود  النصاری و المجوس و الذین اشرکوا&quot;(31)؛ از جوانان خود از شر غلات بر حذر باشید مباد آنها را فاسد کنند همانند غلات بدترین بندگان خدا هستند عظمت خداوند را تحقیر کرد و ادعای خدائی برای بندگان خدا دارند. به خدا قسم غلات بدتر از یهود و نصاری و مجوس و مشرکان هستند. امام رضا(ع) فرمود: &quot;لعن الله الغلاه ... لا تقاعدوا هم ولا تصادقوا هم و ابرأء منهم بریء الله منهم&quot;(32)؛ خدا غلات را لعنت کند... همنشین اینها نشوید طرح دوستی با آنها نریزید، همان گونه که خداوند از انها برائت جسته شما هم برائت بجویید. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در رابطه با غلات چهار کتاب زیر خواندنی است: 
&lt;P align=justify&gt;1.الجذور التاریخیه و النفسیه للغلو و الغلاه تألیف سامی العزیزی؛ 
&lt;P align=justify&gt;2.شبهه الغلو عنه الشیعه تألیف دکتر عبدالرسول غفار؛ 
&lt;P align=justify&gt;3.پژوهشی درباره طوایف غلاه تا پایان غیبت صغری و موضع ائمه در این باره تألیف اسکندر اسفندیاری، 
&lt;P align=justify&gt;4.غالیان کاوشی در جریان ها و برآیندها تألیف نعمت الله صفری فروشانی. 
&lt;P align=justify&gt;با این همه انزجاری که ما از اهل بیت(ع) از غلات می بینیم متأسفانه می بینیم که همچنان در برخی از عزاداری ها باز نمونه هایی از غلو مطرح می شود که تأثیر فراوانی در تخریب چهره ائمه(ع) داشته و دارد و سبب می شود چهره شیعه که پیوسته چهره ای دین مدار و منطقی بوده، چهره ای تحریف شده و نادرست معرفی گردد. 
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;۳- دروغ&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;عرضه دروغ در این عرصه ها، آفت دیگر این مجالس است. ما معتقد نیستیم که هدف وسیله را توجیه کند و چون هدف مقدس است پس از دروغ استفاده شود. این دردی است که صد سال قبل مرحوم محدث نوری در &quot;لؤلؤ و مرجان&quot; از آن نالیده و به نحو مبسوط در نکوهش دروغ و دروغگویی در عزاها سخن گفته اند و نمونه هایی هم آورده اند. شهید مطهری درباره این کتاب می گوید که من خیال نمی کنم در هیچ کتاب درباره دروغ به طور کلی به اندازه ای که در این کتاب بحث شده، بحث شده باشد. چنین کتابی شاید در دنیا وجود نداشته باشد(33).&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P align=justify&gt;نقل چند نکته در اینجا گفتنی است: 
&lt;P align=justify&gt;1.برخی مطالبی که در رابطه با سالار شهیدان گفته می شود دروغ بودنش بیّن است مثل آن که گفته می شود طول نیزه سنان 60 ذراع بوده و از بهشت آمده و یا عدد کسانی که با امام حسین جنگیدند 000/600 نفر سواره بودند، یک میلیون پیاده! و یا 000/800 نفر! امام حسین 000/300 نفر آنها را کشت، حضرت عباس 000/25 نفر آنها را! در حالی که نص تاریخی مورد اعتماد می گوید عدد لشکر یزید 000/30 یا 000/80 یا 000/100 بیشتر نبوده است و عدد کسانی که سیدالشهدا کشته 1800 نفر بوده اند... برخی مطالب است که دروغ بودنش بیّن نیست ما باید در برابر مطالب دروغ بیّن، موضع داشته باشیم اما دروغ غیر بیّن را باید تأمل کرد. 
&lt;P align=justify&gt;2.باید توجه داشت پرورش روضه یعنی متن را محور قرار دادن و همان را توضیح دادن دروغ نیست، آن چنانکه زبان حال هم اگر وهن آمیز نباشد دروغ نیست. 
&lt;P align=justify&gt;3.ملاک صحت و سقم و راست و دروغ بودن هم تنها منابع معروف نیست، چه بسا مطلبی که در منابع دست دوم هست و صادق است و چه بسا مطلبی که در منابع دست اول هست و دروغ است. به هر حال دروغ از آفات همیشه مجالس عزا بوده است لیکن حرف این است فراوانند کسانی که می خواهند روضه درست بخوانند ولیکن منبع مورد اعتماد ندارد منابعی مثل نفس المهموم، لهوف و... بخشی از روضه های راست است نه همه آنها. 
&lt;P align=justify&gt;در اینجا، جا دارد که از حوزه های علمیه گله کنیم که آیا این همه که از روضه های دروغ می نالید آیا گامی در جهت تدوین روضه های درست برداشته اید؟ سوگوارانه باید گفت نه. فراوانند جوان های متدینی که می‌گویند ما می خواهیم روضه درست و صحیح بخوانیم شما کتاب به ما معرفی کنید، ولی متأسفانه کار نشده است. به هر حال دروغ همیشه حرام است به ویژه آنجا که با آن مقدسات هتک شود. مسوغات کذب (مواردی که اجازه دروغ گفتن داریم) در فقه ما روشن است: یکی در مقام ضرورت است &quot;الدین اکره و قلبه مطمئن بالایمان&quot; و دیگر جهت اصلاح بین مردم &quot;المصلح لیس بکذاب&quot;. هیچ نداریم که گریاندن مردم برای اهل بیت(ع) هم از مسوغات کذب است! 
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۴- مطالب ذلت آمیز&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;طرح مطالب ذلت آمیز، تعبیرهایی همچون زینب مضطر و... امام زین العابدین بیمار و... که ذلت از ساحت مقدس اهل بیت(ع) به دور است. که: &quot;ولله العزة و لرسوله و للمؤمنین&quot;(34) حسینی که نه تنها خودش نماد عزت است حتی به بازماندگان خویش هم تأکید بر حفظ عزت دارد: &quot;یا اختی انی اقسمت علیک فابرئ قسمی لا تشقی علی حبیبا ولا تخمشی علی وجهاً ولا تدعی علیّ بالویل و الثبور اذا انا هلکت&quot;(35)؛ خواهرم تو را قسم می دهم که پس از من گریبان چاک مزن، سیلی بر صورت مزن، و بر من واژه های وای و نابودی را به کار مبر. آن وقت با این همه تأکید کسی بیاید بگوید: پس از آن که عبیدالله بن زیاد عمربن سعد را به سوی امام حسین(ع) فرستاد تا با آن حضرت بجنگد (چون انبوه سپاهیان عمرسعد را دید و فهمید که با یاران اندکش توان مقابله با آنها را ندارد) به عمربن سعد گفت یکی از سه پیشنهاد مرا بپذیر: &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;1.رهایم کن از همان راهی که آمدم برگردم! 
&lt;P align=justify&gt;2.یا بگذار بروم به مرز و سرحدات ترک و با آنها بجنگم! 
&lt;P align=justify&gt;3.و یا مرا پیش یزید ببر تا دستم را در دست او بگذارم و با او بیعت کنم تا او خودش درباره من حکم کند! 
&lt;P align=justify&gt;عمربن سعد این سه پییشنهاد را از طرف امام حسین(ع) به ابن زیاد گزارش داد اما ابن زیاد هیچ کدام را قبول نکرد و به عمرسعد نوشت حسین بیش از این دو راه ندارد یا باید زیر فرمان من درآید و به حکم من تسلیم شود و یا کشته شود! 
&lt;P align=justify&gt;این قطعاً دروغ است ذلت است، و با ساحت مقدس سیدالشهدا(ع) سازگاری ندارد گرچه آن را ابن قتیبه دینوری، ابوالفرج اصفهانی، ابن عساکر دمشقی، ابن اثیر جزری و مانند آنها نقل کرده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;
&lt;HR style=&quot;WIDTH: 478px; HEIGHT: 15px&quot; color=#ffcc66 SIZE=15&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;پی نوشت ها:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;1.شورا، آیه 23. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2.حج / 32. 
&lt;P&gt;3.نساء / 48. 
&lt;P&gt;4.سنن ابن ماجه، ج 1، ص 88. 
&lt;P&gt;5.مقتل خوارزمی، ج 1، ص 88. 
&lt;P&gt;6.مجمع الزوائد هیثمی، ج 9، ص 189. 
&lt;P&gt;7.مقتل خوارزمی، ج 1، ص 159. 
&lt;P&gt;8.مقتل خوارزمی، ج 2، ص 167. 
&lt;P&gt;9.در این زمینه ر.ک: سیرتنا و سنتنا سیره نبینا از مرحوم علامه امینی و کتاب اقناع اللائم از مرحوم سید محسن امین. 
&lt;P&gt;10.کامل الزیارات، ص 174. 
&lt;P&gt;11.قیام عاشورا در کلام و بیان امام خمینی. 
&lt;P&gt;12.همان. 
&lt;P&gt;13.همان. 
&lt;P&gt;14.روزنامه جمهوری اسلامی 5/3/83. 
&lt;P&gt;15.کشف الاسرار، ص 173. 
&lt;P&gt;16.کشف الاسرار، ص 141. 
&lt;P&gt;17.سوره شوری، 23. 
&lt;P&gt;18.سوره سبأ، 47. 
&lt;P&gt;19.سوره فرقان، 57. 
&lt;P&gt;20.اهل البیت فی الکتاب و السنه. 
&lt;P&gt;21.نهج البلاغه، خطبه 97. 
&lt;P&gt;22.اهل البیت فی الکتاب و السنه، ص 101 به نقل از کشف الغمه، ج 2، ص 35. امالی طوسی، 483، کفایه الاثر، ص 111. 
&lt;P&gt;23.مجله هیأت ماهنامه تخصصی هیأت رزمندگان اسلام شماره 9، ص 5 و ص 6. 
&lt;P&gt;24.الغدیر، ج 2، ص 295. 
&lt;P&gt;25.الغدیر، ج 2، ص 307، الانمانی، ج 17، ص 43. 
&lt;P&gt;26.سوره نساء، آیه 171. 
&lt;P&gt;27.سوره مائده، آیه 77. 
&lt;P&gt;28.مسند احمد بن حنبل. 
&lt;P&gt;29.بحارالانوار، ج 25، ص 284. 
&lt;P&gt;30.بحارالانوار، ج 18، ص 552/ مستدرک الوسائل، ج 18، ص 17. 
&lt;P&gt;31.بحارالانوار،  ج 25، ص 266. 
&lt;P&gt;32.اهل البیت فی الکتاب و السنه. 
&lt;P&gt;33.مجموعه آثار، ج 17، ص 613. 
&lt;P&gt;34.سوره منافقون، آیه 8. 
&lt;P&gt;35.ارشاد مفید 260. 259/ تاریخ طبری، ج 4، ص 318 و ص 319.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 05:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zolal-e-marefat&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>zolal-e-marefat</dc:creator>
<guid>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی نامه ایت الله مجتهدی تهرانی</title>
<link>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.tebyan.net/image/big/1386/11/15676181251834122178129764115575218184105.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی در نهم مهرماه سال 1302 شمسی ‏در تهران چشم به جهان گشود.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وی در خاندانی با تقوی و ورع و فضل و شرف پرورش یافت پدر ایشان ‏مرحوم محمدباقر از كسبه‌های معروف و با تقوی و متدین تهران بوده و ‏جد ایشان مرحوم میرزا احمد از تجار مشهور و از مؤمنین و متدینین عصر ‏خود بود. بعد از این دو بزرگوار اجداد حضرت آیت ‌الله مجتهدی همگی در ‏كسوت روحانیت و از علمأ جلیل‌القدر و مبلغین اسلام و از ائمه جماعات ‏مشهور كاشان بودند.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از جمله اجداد ایشان آیات و حجج اسلام، حاج ملا محمدعلی مجتهد و ‏حاج ملامحمد باقر مجتهد و حاج ملا محمد كاظم مجتهد كاشانی بودند.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;صاحب كتاب لبا‌ب‌الالقاب تالیف آیت الله مرحوم آخوند ملا حبیب الله ‏شریف كاشانی متوفی 1340 قمری درباره یكی از اجداد ایشان یعنی ‏حضرت آیت ‌الله حاج شیخ محمد‌علی مجتهد كاشانی می‌نویسد: «او ‏فرزند حاج محمدباقر كاشانی است و آیت ‌الله حاج محمد‌علی مجتهد ‏كاشانی عالمی فاضل و مدرسی بزرگوار در علوم شرعی و عقلی بود، ‏به حدی كه فضل و علم و زهدش بر دیگران مسلم و آشكار بود، و آن ‏مرحوم فرزندی داشت به نام حاج ملا ابوالقاسم كه او هم حكیم و ‏منجمی زبردست بود و من آن فرزند را دیده بودم و او در تهران فوت كرد ‏‏(و در اطراف چهار راه مولوی كه در آن زمان قبرستان بود دفن گردید) و ‏مرحوم آیت ‌الله حاج محمد‌علی از شاگردان فقیه عالیقدر حضرت آیت‌الله ‏سیدمحمد تقی كاشانی بود و او از شاگردان عالم ربانی و معلم اخلاق ‏حاج ملا احمد نراقی است و ملااحمد نراقی استاد شیخ مرتضی انصاری ‏بود و وقتی كه ملااحمد نراقی از رحلت آیت‌الله سید‌محمد تقی كاشانی ‏باخبر شدند از شدت حزن و اندوه و با صدای رسا و بلند شدیدا گریه كردند ‏و از فقدان آن عالم بزرگوار تاسف خوردند.»  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آیت‌‌الله مجتهدی در سال 1362 قمری و در سن 19 سالگی به كسوت ‏روحانیت درآمد و قبل از آن در بازار تهران مشغول به كار بود و پدر ایشان ‏یعنی مرحوم محمد باقر راضی نبود كه فرزندش طلبه شود ولی بر اثر ‏عشق و علاقه زیادی كه جناب استاد به علم و دانش داشت به سوی ‏طلبگی روی آورد.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با توجه به مخالفت پدر، سال‌ها با عسرت و سختی زیادی، در لباس ‏روحانیت به تحصیل علم پرداخت و بعد از سال‌ها نه تنها پدر راضی شد ‏بلكه بر وجود چنین فرزندی در نزد خویشان و نزدیكان و در اجتماع افتخار ‏می‌كرد.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وی پنج سال بعد یعنی در سال 1367 قمری و در سن 24 سالگی ازدواج ‏كرد و در همین سال دروس رسائل و مكاسب را نزد آیات و حجج اسلام ‏آقایان فاضل (پدر حضرت آیت‌الله العظمی فاضل لنكرانی) و سید‌حسین ‏قاضی و آقا شیخ قاسم نحوی امتحان داد و با موفقیت به اتمام رساند. ‏بعد از قریب دو سال در سن 26 سالگی و در سال 1369 قمری امتحان ‏كفایه و قسمتی از درس خارج را با موفقیت گذراند.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آیت‌الله مجتهدی در ضمن تحصیل، به تدریس كتب حوزوی هم ‏می‌پرداخت و وقتی كه از قم به تهران آمد شب‌ها در مسجد‌ امین‌الدوله ‏كه مرحوم حاج شیخ محمد حسین زاهد در آنجا مشغول به تدرس و اقامه ‏نماز بود، استاد هم، صبح و عصر به امر تدریس اشتغال داشت و چون ‏مرحوم حاج شیخ محمد‌حسین زاهد در اواخر عمر و با وجود كهولت سن ‏به سختی مشغول تعلیم و تربیت طلاب بود، لذا از آیت‌الله مجتهدی تقاضا ‏كرد كه علاوه بر تدریس، شب‌ها هم منبر برود و آیت‌الله مجتهدی در طول ‏دو سال، شش جزء از اول قرآن را با استفاده از تفسیر‌ برهان كه مبنای ‏تفسیری ایشان بود برای مستمعین آیات قرآن را تفسیر می‌كرد.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی صبح‌ها در مسجد مرحوم حاج سید ‏عزیزالله بازار جهت طلاب به تدریس كتب ادبیات و فقه مشغول بود و بعد ‏از ظهر‌ها هم برای كسانی كه روزها شاغل بودند و بعد از ظهرها درس ‏می‌خواندند به تدریس كتب حوزوی از قبیل مطول، سیوطی، مغنی، ‏منطق و غیره می‌پرداخت.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دو سال بعد یعنی در 21 محرم سال 1372 قمری، ثلمه‌ای در اسلام به ‏وجود آمد و آن رحلت عارف زاهد و معلم اخلاق حاج شیخ محمدحسین ‏زاهد رحمة‌الله علیه بود.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی پس از گذشت سه سال از رحلت آن عالم ‏بزرگوار، همچنان به امر تدریس در مسجد مرحوم حاج سید‌ عزیز‌الله واقع ‏در بازار تهران مشغول بود تا آنكه به درخواست عده‌ای از علمأ و مردم ‏متدین، از حضرت استاد تقاضا كردند كه حوزه علمیه را به مسجد مرحوم ‏حاج ملا جعفر منتقل كنند كه در آن زمان مسجد، انبار خاك ذغال و خمره ‏ترشی كسبه محل بود، و تجار و مردم متدین با علمأ مشورت كردند و به ‏این نتیجه رسیدند كه آیه‌الله مجتهدی به دلایلی نسبت به علمأ دیگر ‏جهت ادامه راه مرحوم حاج شیخ محمد حسین زاهد ارجحیت دارد.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بنابراین با همت تجار و مردم متدین، آیت‌الله مجتهدی توانست حوزه ‏علمیه فعلی را كه در تهران خیابان 15 خرداد شرقی، كوچه شهید ‏مرتضی كیانی، كوچه مسجد آقا واقع است تأسیس كند.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در این حوزه هر سال مراسم عمامه‌گذاری با حضور آیت‌الله احمد ‏مجتهدی تهرانی برگزار می‌شد.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;‏ &lt;/P&gt;
&lt;H3 align=justify&gt;استادان مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی  &lt;/H3&gt;
&lt;P align=justify&gt;‏ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دروس ادبیات عرب: در تهران و نزد مرحوم آیت‌الله حاج شیخ علی‌اكبر ‏برهان  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;كتاب مطول: نزد مرحوم آیت‌الله محمدجواد خندق‌آبادی و مرحوم آیت‌الله ‏سیدمرتضی علوی فریدونی  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;منظومه حاج ملاهادی سبزواری: نزد مرحوم آیت‌الله علامه طباطبایی  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;كتاب لمعتین: نزد حضرات آیات و حجج اسلام شهید صدوقی، مرحوم ‏محمدجواد خندق‌آبادی و مرحوم شیخ عبدالرزاق اصفهانی  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رسائل: نزد مرحوم آیت‌الله شیخ محمدجواد خندق آبادی  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مكاسب: نزد مرحوم آیت‌الله سیدمحمد صادق طباطبایی  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;كفایه جلد اول: نزد مرحوم حضرت آیت‌الله العظمی سیدشهاب‌الدین ‏مرعشی نجفی  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;كفایه جلد دوم: نزد مرحوم آیت‌الله سیدصادق شریعتمداری  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;درس خارج به مدت یك سال: نزد مرحوم آیت‌الله العظمی حاج آقا حسین ‏بروجردی  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;درس خارج به مدت یك سال: نزد مرحوم آیت الله العظمی سیدمحمدرضا ‏گلپایگانی  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;درس خارج به مدت یك سال: نزد مرحوم آیت‌الله حاج شیخ عباسعلی ‏شاهرودی  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;درس خارج به مدت دو سال: نزد مرحوم آیت‌الله العظمی شیخ محمدرضا ‏تنكابنی  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و درس خارج به مدت شش سال: در محضر مرحوم آیت‌الله العظمی ‏سیداحمد خوانساری  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;درس اخلاق: نزد مرحوم حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(ره) در ‏مدرسه فیضیه قم عصرهای جمعه و همچنین نزد عالم ربانی و معلم ‏اخلاق حضرت حجت الاسلام و المسلمین مرحوم حاج سیدحسین ‏فاطمی قمی بودند.‏&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;‏ &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 05:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zolal-e-marefat&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>zolal-e-marefat</dc:creator>
<guid>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مردی كه آیت الله بود</title>
<link>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.tebyan.net/image/big/1386/11/2042386918712012112520513523687251153181106129.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیت الله مجتهدی كه انفاس قدسی او اینك در فضای جامعه پخش نمی‌شود، به راستی &quot;آیت‌الله&quot; بود. وارستگی ‏علمی، دنیاگریزی تئوری و عملی، تهذیب اخلاقی و رفتاری كه &quot;ملكه وجود نازنین&quot;‌ او شده بود، طی چنددهه، مشتاقان ‏فراوانی یافت. علاوه بر طلاب مدرسه او در طی این سال‌های دراز، توده‌های مردمی در چهره و مشی و سخن او ‏‏&quot;آیت‌اللهی&quot; را به عینه می‌دیدند. همانا آیت الله مجتهدی خود تعریف‌گر قداست واژه آیت‌الله بود‎.‎‏ ‏&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیل عظیم مردم تهران كه در یك روز بسیار سرد، آن آیت الهی را مویه‌كنان بدرقه نمودند، تنها یك گوشه از این واقعیت ‏است كه مجتهدی یك آیت الله به تمام معنا بود. ‏&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوشا به حال حوزه‌های امام صادق علیه‌السلام كه آیت‌الله مجتهدی از آن طراوش كرد، و خوشا به حال توده‌های ‏عظیمی كه از حضور، بیان و علم و اخلاق او بهره بردند. چهره جذاب او، الهیت وجودش را اعلان می‌داشت، و كلام او ‏كه بیش از هر سخن &quot;شریعت&quot; را ترویج می‌نمود، شیعی‌گری ناب ویژه روحانیت را اعلان می‌داشت. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;
&lt;P&gt;وی برای طلاب &quot;روحانیت&quot;‌ را ‏تدریس و تاكید می‌كرد. روحانیتی اصیل در اندیشه و عمل! در پوشش و منش او، در رفتار و گفتار او، پرهیز از ‏دنیاپرستی را تاكید می‌نمود، و تربیت طلاب را برای ترویج فقه جعفری علیه‌السلام اساسی‌ترین خدمت به اسلام و ‏مسلمین می‌دانست&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;چنین بود كه از ‏میان نسل كنونی، علاوه بر طیف‌های بزرگی از جوانان، گروه‌های بی‌شمار نوجوانان شیفته &quot;جذابیت روحانی&quot; او بودند. ‏در بدرقه آن عزیز نمادهایی از نوجوانان عزادار بر سرزنان دیده می‌شدند كه خلأ وجود این آیت‌الله حقیقی را بر ‏نمی‌تابیدند. ‏&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از سوی دیگر جوانانی از طلاب تربیت‌شده آیت الله مجتهدی در سال‌های اخیر، در غم از دست دادن این وجود بی‌مانند، ‏راهی بیمارستان شدند تا شاهدانی از شیفتگی ملت علوی ایران نسبت به روحانیت اصیل باشند. ‏&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیت الله مجتهدی نه رسانه داشت و نه خود را نیازمند به آن می‌دید. نه باند و گروه سیاسی داشت و نه برای ایجاد آن ‏كه همه امكانات و ابزارهای آن را با وجود مشتاقان بی‌شمار دارا بود، تلاش می‌كرد. بلكه وی برای طلاب &quot;روحانیت&quot;‌ را ‏تدریس و تاكید می‌كرد. روحانیتی اصیل در اندیشه و عمل! در پوشش و منش او، در رفتار و گفتار او، پرهیز از ‏دنیاپرستی را تاكید می‌نمود، و تربیت طلاب را برای ترویج فقه جعفری علیه‌السلام اساسی‌ترین خدمت به اسلام و ‏مسلمین می‌دانست. ‏&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیت الله مجتهدی، &quot;وجودی بی‌مانند&quot; بود و بعید است كه مادر گیتی توان آن را داشته باشد تا چون او را بزاید و به تاریخ ‏تشیع تحویل دهد. ویژگی‌های منحصر به فرد آیت الله مجتهدی در اخلاق و رفتار و پایداری بر ترویج شریعت علوی به وی ‏‏&quot;جاذبه بی‌مانند روحانی&quot; بخشیده بود، و این امری نیست كه با علم و شهرت و تبلیغ و... به دست آید. ‏&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیت الله مجتهدی گر چه جایگاه مرجعی نداشت و یا در پی آن نبود، ولی نفوذی بیش از حد داشت، نفوذی روحانی. و ‏تاثیری گسترده داشت، تاثیری روحانی. ‏&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیت الله مجتهدی بر تشیع تاكید داشت و امیر مؤمنان علیه‌السلام و اولاد او را آن چنانكه رسالت حقیقی روحانیت اصیل ‏شیعه است، ترویج می‌نمود.‏&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 05:37:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zolal-e-marefat&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>zolal-e-marefat</dc:creator>
<guid>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خودت را مهيا كن اي زينت</title>
<link>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;زينب كبري&quot; src=&quot;http://www.tebyan.com/image/big/1386/11/184136242121451691022192199104558148169255.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خودت را مهيا كن زينب كه حادثه دارد به اوج خودش نزديك مي‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اكنون هنگامه وداع فرار رسيده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اينگونه قدم برداشتن حسين و اينسان پيش آمدن او، خبر از فراقي عظيم مي‌دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خودت را مهيا كن زينب كه لحظه وداع فرا مي‌رسد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همه تحملها كه تاكنون كرده اي، تمرين بوده است، همه مقاومتها، مقدمه بوده است و همه تابها و توانها، تدارك اين لحظه عظيم امتحان! نه آنچه كه از صبح تاكنون بر تو گذشته است، بل آنچه از ابتداي عمر تاكنون سپري كرده اي، همه براي همين لحظه بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتي روح از تن پيامبر، مفارقت كرد و جاي خالي نفسهاي او رخ نشان داد، تو صيحه زدي، زار زار گريه كردي و خودت را به آغوش حسين انداختي و با نفسهاي او آرام گرفتي. شش ساله بودي كه مزه مصيبتي را مي‌چشيدي و طعم تسلي را تجربه مي‌كردي.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مادر از ميان در و ديوار فرياد كشيد كه “فضه(14) مرا درياب!”&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خون مي‌چكيد از ميخهاي پشت در و آتش ستم به آسمان شعله مي‌كشيد و دود غصب و تجاوز، تمام فضاي مدينه را مي‌انباشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حسين اگر نبود و تو را در آغوش نمي‌گرفت و چشمهاي اشكبار تو را به روي سينه‌اش نمي‌گذاشت، تو قالب تهي مي‌كردي از ديدن اين فاجعه هول انگيز.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتي حسن، پدر را با فرق شكافته و خونين، آماده تغسيل كرد و بغض ‍ آلوده در گوش تو گفت: “زينب جان! بياور آن كافور بهشتي را كه پدر براي اين روز خود باقي گذاشته است،” تو مي‌ديدي كه چگونه ملائك دسته دسته از آسمان به زمين مي‌آيند و بر بال خود آرامش و سكون را حمل مي‌كنند كه مبادا طومار زمين از اين فاجعه عظمي در هم بپيچد و استواري خود را از كف بدهد. تو احساس مي‌كردي كه انگار خدا به روي زمين آمده است، كنار قبر از پيش آماده پدر ايستاده است و فرياد مي‌زند: الي، الي، فقد اشتاق الحبيب الي حبيبه. به سوي من بياريدش، به سوي من، كه اشتياق دوست به ديدار دوست فزوني گرفته است.”&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تو ديدي كه بر طبق وصيت پدر، حسن و حسين، تو انتهاي جنازه را گرفته بودند و دو سوي پيشين جنازه بر دوش ديگري حمل مي‌شد و پيكر پدر همان جايي فرود آمد كه آن دوش ديگر اراده كرده بود. و ديدي كه وقتي خاك روي قبر، كنار زده شد، سنگي پديد آمد كه روي آن نوشته بود: “اين مقبره را نوح پيامبر كنده است براي امير مؤ منان و وصي پيامبر آخرالزمان.”&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ملائك، يك به يك آمدند، پيش تو زانو زدند و تو را در اين عزاي عظماي هستي، تسليت گفتند. اينها اما هيچ كدام به اندازه سينه حسين، براي تو تسلي نشد. وقتي سرت را بر سينه حسين گذاشتي و عقده‌هاي دلت را گشودي، احساس كردي كه زمين آرام گرفت و آفرينش از تلاطم ايستاد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آري، سينه حسين هماره مصدر آرامش بوده است و آفرينش، شكيبايي را از قلب او وام گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حسن هميشه ملاحظه تو را مي‌كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ابتدا وقتي نيش زهر بر جگرش فرو نشست، بي اختيار صدا زد: “زينب!”&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جز تو چه كسي را داشت براي صدا زدن؟ نيش از مار خانگي خورده بود. به چه كسي مي‌توانست پناه ببرد. جز تو كه مهربانترين بودي و آغوش ‍ عطوفت و مهرت هميشه گشوده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما وقتي خبر آمدنت را شنيد، عجولانه فرمان داد تا طشت را پنهان كنند تا تو نقش پاره‌هاي جگر را و خون دل سالهاي محنت و شرر را در طشت نبيني.&lt;/P&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;زينب كبري&quot; src=&quot;http://www.tebyan.com/image/big/1386/11/1971912121132031695617622618323315295523730.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;غم تو را نمي‌توانست ببيند و اندوه تو را نمي‌توانست تاب آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چه مي‌كرد اگر امروز اينجا بود و مي‌ديد كه تو كوه مصيبت را بر روي شانه هايت نشانده اي و لقب “ام المصائب (15)“ و “كعبة الرزايا(16)“ گرفته اي.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چه مي‌كرد اگر اينجا بود و مي‌ديد كه تو داري خودت را براي وداع با همه هستي ات مهيا مي‌كني.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وداع با حسين، وداع با رسول الله است. وداع با علي مرتضي است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وداع با صديقه كبري است. وداع با حسن مجتبي است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آنچه اكنون تو بايد با آن واع كني، حسين نيست. تجلي تمامي تعلقهاست. نقطه اتكأ همه سختيهاست، لنگر كشتي وجود در همه طوفانها و بلاهاست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;انگار كه از ازل تاكنون هيچ مصيبتي نبوده است. چرا كه حسين بوده است و حسين كافي است تا همه خلأها و كاستيها را پركند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما اكنون اين حسين است كه آرام آرام به تو نزديك مي‌شود و با هر قدم فرسنگها با تو فاصله مي‌گيرد. خدا كند كه او فقط سراغي از پيراهن كهنه نگيرد. پيراهني كه زير لباس رزمش بپوشد تا دشمن كه بناي غارت دارد، آن را به خاطر كهنگي‌اش جا بگذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پيراهني كه مادرت فاطمه به تو امانت داده است و گفته است كه هرگاه حسين آن را از تو طلب كند، حضور مادي‌اش در اين جهان، ساعتي بيشتر دوام نمي‌آورد و رخت به دار بقا مي‌برد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اگر از تو پيراهن خواست، پيراهني ديگر براي او ببر. اين پيراهن را كه رمز رفتن دارد و بوي شهادت در او پيچيده است، پيش خودت نگاه دار.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;البته او كسي نيست كه پيراهن را بازنشناسد. يعقوب، شاگرد كوچك دبستان او بوده است. ممكن است بگويد: “اين، پيراهن عزت و شهادت نيست. تنگي مي‌كند براي آن مقصود بزرگ. برو و آن پيراهن امانت تو شهادت را بياور، عزيز برادر!”&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به هر حال آنچه بايد و مقدر است محقق مي‌شود، اما همين قدر طولاني‌تر شدن زمان، همين رد و بدل شدن يكي دو نگاه بيشتر، همين دو كلام گفتگوي افزونتر، غنيمت است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اين زمان، ديگر تكرارپذير نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اين لحظه ها، لحظاتي نيست كه باز هم به دست بيايد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همين يك نگاه، به دنيا مي‌ارزد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دنيا نباشد آن زمان كه تو نيستي حسين!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پيراهن را كه مي‌آوري، آن را پاره‌تر مي‌كند كه كهنه‌تر بنمايد. بندهاي دل توست انگار كه پاره‌تر مي‌شود و داغهاي تو كه تازه تر.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مگر دشمن چقدر بي حميت است كه ممكن است چشم طمع از اين لباس ‍ كهنه هم برندارد؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ممكن؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مي بيني كه همين لباس را هم خونين و چاك چاك، از بدن تكه تكه برادرت درمي آورند و بر سر آن نزاع مي‌كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پس خودت را مهيا كن زينب كه حادثه دارد به اوج خودش نزديك مي‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اين حسين است كه پسش روي تو و پيش روي همه اهل خيام ايستاده است و با نوايي صدا مي‌زند: “اي زينب! اي ام كلثوم! اي فاطمه! اي سكينه! سلام جاودانه من بر شما!”&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از لحن كلام و سلام در مي‌يابي كه اين، مقدمه وداع با توست و كلامهاي آخر با عزيزان ديگر:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;“خواهرم! عزيزان ديگرم! مهيا شويد براي نزول بلا و بدانيد كه حافظ و حامي شما خداوند است. و هم اوست كه شما را از شر دشمنان، نجات مي‌بخشد و عاقبت كارتان را به خير مي‌كند. و دشمنانتان را به انواع عذابها دچار مي‌سازد. و در ازأ اين بليه، انواع نعمتها و كرامتها را نثارتان مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;زينب كبري&quot; src=&quot;http://www.tebyan.com/image/big/1386/11/20523122613236954726185801077116624912642.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پس شكايت مكنيد و به زبان چيزي مياوريد كه از قدر و منزلتتان در نزد خدا بكاهد...”&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سكينه هم به وضوح بوي فراق و شهادت را از اين كلام استشمام مي‌كند. اما نمي‌خواهد با پدر از پشت پرده اشك وداع كند. چرا كه جايگاه خويش را در قلب حسين مي‌داند و مي‌داند كه گريه او با دل حسين چه مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بغض، راه گلويش را بسته است و سيل اشك به پشت سد پلكها هجوم آورده است.اما بغضش را با زحمتي طاقت سوز در سينه فرو مي‌برد، به اسب سركش اشك مهار مي‌زند و با صداي شكسته در گلو مي‌گويد:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;“پدر جان! تسليم مرگ شدي؟”&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پيداست كه چنين آتشي پنهان كردني نيست. با همين يك كلام شرر در خرمن وجود حسين مي‌افكند. حسين اما در آتش زدن جان عاشقان خويش استادتر است. گداختگي قلب حسين، از درون سينه پيداست اما با آرامشي اقيانوس وار پاسخ مي‌دهد: “دخترم! چگونه تسليم مرگ نشود كسي كه هيچ ياور و مددي براي او نمانده است!؟”&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نشتري است انگار اين كلام بر بغض فرو خورده سكينه كه اگر فرود نيايد اين نشتر چه بسا قلب سكينه در زير اين فشار بتركد و نبضش از حركت بايستد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سكينه صيحه مي‌زند، بغضش گشوده مي‌شود و سيل اشك، سد پلكها را درهم مي‌شكند. احساس مي‌كند كه فقط با بيان آرزويي محال مي‌تواند، محال بودن تحمل فراق را بازگو كند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پس ما را برگردان به حرم جدمان پدر جان!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;او خوب مي‌فهمد كه اين آرزو يعني برگرداندن شير به سينه مادر. اما وقتي بيان اين آرزو، نه براي محقق شدن كه براي نشان دادن عمق جراحت است، چه باك از گفتن آن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حسين دوست دارد بگويد: “با قلب پدرت چنين مكن سكينه جان! دل پدرت را به آتش نكش. نمك بر اين زخم طاقت سوز نريز.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما فقط آه مي‌كشد و مي‌گويد: “اگر اين مرغ خسته را رها مي‌كردند...”&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نه، كلام نمي‌تواند، هيچ كلامي نمي‌تواند آرامش را به قلب سكينه برگرداند، مگر فقط آغوش حسين!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتي سكينه در آغوش حسين فرو مي‌رود و گريه هايشان به هم پيوند مي‌خورد و اشكهايشان درهم مي‌آميزد، آه و شيون و فغاني است كه از اهل خيمه بر مي‌خيزد. و تو در حاليكه همه را به صبر و سكوت و آرامش ‍ فرامي خواني، خودت سراپا به قلب زخم خورده مي‌ماني و نمي‌داني كه بيشتر براي حسين نگراني يا براي سكينه. اما اگر هر كدام از اين دو جان بر سر اين وداع جانسوز بگذارند، اين تويي كه بايد براي وجدان خويش، علم ملامت برداري.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گشودن اين دو آغوش هم فقط كار توست. دختران ديگر هم سهمي دارند. اين دختران مسلم بن عقيل، اين فاطمه، اين رقيه كه به پهناي صورتش ‍ اشك مي‌ريزد و لبهايش را به هم مي‌فشرد تا صداي گريه اش، جان پدر را نياشوبد، اينها هم از اين واپسين جرعه‌هاي محبت، سهمي مي‌طلبند. اگرچه سكوت مي‌كنند، اگر چه دم بر نمي‌آورند، اگرچه تقاضايشان را فرو مي‌خورند اما نگاههايشان غرق تمناست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سكينه را به آغوش مي‌كشي و سرش را بر شانه ات مي‌گذاري تا هم پناه اشكهاي او باشي و هم راه آغوش حسين را براي رقيه گشوده باشي.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;براي رقيه ماجرا متفاوت است. او از جنگ و ميدان و دشمن و شهادت، هنوز چيزي نمي‌داند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دختري كه در تمام عمر سه ساله خويش جز مهر و عطوفت نديده است، دختري كه در تلاقي آغوشها، پايش به زمين نرسيده است، چگونه مي‌تواند با مقوله هايي مثل جنگ و محاصره و دشمن، آشنا باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;او پدر را عازم سفر مي‌بيند، سفري كه ممكن است طولاني هم باشد. اما نمي‌داند كه چرا خبر اين سفر، اينقدر دلش را مي‌شكند، اينقدر بغضش را بر مي‌انگيزد و اينقدر اشكهايش را جاري مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;زينب كبري&quot; src=&quot;http://www.tebyan.com/image/big/1386/11/165531781992072193128732521621706581231157.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نمي داند چرا اين سفر پدر را اصلا دوست ندارد. فقط مي‌داند كه بايد پدر را از رفتن باز دارد. با گريه مي‌شود، با خنده مي‌شود، با شيرين زباني مي‌شود، با تكرار كلامهايي كه هميشه پدر دوست داشته، مي‌شود، با كرشمه‌هاي كودكانه مي‌شود، با بوسيدن دستها مي‌شود، با نوازش كردن گونه‌ها مي‌شود، با حلقه كردن بازوهاي كوچك، دور گردن پدر و گذاشتن چشم بر لبهاي پدر مي‌شود، با هرچه مي‌شود، او نبايد بگذارد، پدر، پا از خيمه بيرون بگذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با هر ترفندي كه دختري مثل رقيه مي‌تواند، پاي پدري مثل حسين را سست كند، بايد به ميدان بيايد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;او كه در تمام عمر سه سال خويش، هيچ خواهش نپذيرفته نداشته است، بهتر مي‌داند كه با حسين چه كند تا او را از اين سفر باز دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و اين همان چيزي است كه تو تاب ديدنش را نداري...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ديدن جست و خيز ماهي كوچكي بر خاك در تحمل تو نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بخصوص اگر اين ماهي كوچك، قلب تو باشد، دردانه تو باشد، رقيه تو باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از خيمه بيرون مي‌زني و به خيمه اي خلوت و خالي پناه مي‌بري تا بتواني بغضت را بي مهابا رها كني و به آسمان ابري چشم مجال باريدن دهي.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نمي فهمي كه زمان چگونه مي‌گذرد و تو كي از هوش مي‌روي و نمي‌فهمي كه چقدر از زمان در بيهوشي تو سپري مي‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;احساس مي‌كني كه سر بر زانوي خدا گذاشته اي و با اين حس، باورت مي‌شود كه رخت از اين جهان بر بسته اي و به ديدار خدا شتافته اي. حتي وقتي رشحات آب را بر روي گونه ات احساس مي‌كني، گمان مي‌كني كه اين قطرات كوثر است كه به پيشواز چهره تو آمده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با حسي آميخته از بيم و اميد، چشمهايت را باز مي‌كني و حسين را مي‌بيني كه سرت را به روي زانو گرفته است و با اشكهايش گونه‌هاي تو را طراوت مي‌بخشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;يك لحظه آرزو مي‌كني كه كاش زمان متوقف بشود و اين حضور به اندازه عمر همه كائنات، دوام بياورد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حاضر نيستي هيچ بهشتي را با زانوي حسين، عوض كني و حتي هيچ كوثري را جاي سرچشمه چشم حسين بگيري.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حسين هم اين را خوب مي‌داند و چه بسا از تو به اين آغوش، مشتاق‌تر است، يا محتاج تر!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اين شايد تقدير شيرين خداست براي تو كه وداعت را با حسين در اين خلوت قرار دهد و همه چشمها را از اين وداع آتشناك، بپوشاند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هيچ كس تا ابد، جز خود خدا نمي‌داند كه ميان تو و حسين در اين لحظات چه مي‌گذرد. حتي فرشتگان از بيم آتش گرفتن بالهاي خويش در هرم اين وداع به شما نزديك نمي‌شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هيچ كس نمي‌تواند بفهمد كه دست حسين با قلب تو چه مي‌كند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هيچ كس نمي‌تواند بفهمد كه نگاه حسين در جان تو چه مي‌ريزد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هيچ كس نمي‌تواند بفهمد كه لبهاي حسين بر پيشاني تو چگونه تقدير را رقم مي‌زند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فقط آنچه ديگران ممكن است ببيند يا بفمند اين است كه زينبي ديگر از خيمه بيرون مي‌آيد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;زينبي كه ديگر زينب نيست. تماما حسين شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;...و مگر پيش از اين، غير از اين بوده است؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/DIV&gt;&lt;/HR&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;DIRECTION: ltr&quot; align=justify&gt;آفتاب در حجاب؛ پرتو نهم، سيد مهدي شجاعي&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 Feb 2008 10:46:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zolal-e-marefat&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>zolal-e-marefat</dc:creator>
<guid>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایثار در كربلا</title>
<link>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 188px; HEIGHT: 144px&quot; height=161 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.tebyan.org/image/big/1386/10/18221212510683016524220415656125103198172151.jpg&quot; width=236 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایثار، مقدم داشتن دیگری بر خود است، چه در مسائل مالی و چه در موضوع جان. این صفت نیک یکی از خصلت‌های ارزشمند اخلاقی است که در قرآن کریم و روایات، مورد ستایش فراوان است و از وارستگی انسان از «خودخواهی» سرچشمه می‌گیرد. قرآن از مومنانی یاد می‌کند که با آن که خودشان نیازمندند، دیگران را بر خویشتن مقدم می‌دارند: «و یُوثِروُنَ عَلی اَنفُسِهِم وَ لَو کانَ بِهِم خَصاصَةٌ. (1)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;گذشتن از خواسته‌های خود و نیز چشم پوشیدن از آنچه مورد علاقه انسان است، به خاطر دیگری و در راه دیگری «ایثار» است. اوج ایثار، ایثار خون و جان است. ایثارگر، کسی است که حاضر باشد هستی و جان خود را برای دین خدا فدا کند، یا در راه رضای او از تمنیّات خویش بگذرد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در صحنه عاشورا، نخستین ایثارگر، سیدالشهدا علیه‌السلام بود که حاضر شد فدای دین خدا گردد و رضای او را بر همه چیز برگزید و از مردم نیز خواست کسانی که حاضرند خون خود را در این راه نثار کنند، و با او همسفر کربلا شوند. (2)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصحاب آن حضرت نیز، هر کدام ایثارگرانه جان فدای امام خویش کردند. در طول حوادث عاشورا نیز صحنه‌های زیبایی از ایثارگری دیده می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی نیروهای ابن زیاد، آگاه شدند که مسلم بن عقیل در خانه‌ هانی بن عروه است، هانی را احضار کردند و از او خواستند که مسلم را تسلیم آنان کند. او می‌توانست با سپردن مسلم به دست آنان، جان خویش را نجات بخشد، اما حاضر شد در راه مسلم کشته شود ولی او را تسلیم نکند. در مقابل درخواست تهدید‌آمیز آنان گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; «به خدا سوگند، اگر تنها و بی‌یاور هم بمانم، هرگز او را تسلیم شما نخواهم کرد، تا آن که در راه حمایت از او بمیرم!» (3)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی مسلم بن عقیل را به دارالاماره بردند، پس از گفت و گوهای تندی که رد و بدل شد و تصمیم به کشتن او گرفتند، مسلم گریست. یکی از حاضران گفت: کسی که در پی چنین خواست‌هایی باشد نباید گریه کند (و باید پیش‌بینی این روزها را هم بکند) مسلم گفت: بر خودم گریه نمی‌کنم، بلکه براي حسین علیه‌السلام و خانواده او می‌گریم. (4)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این نیز ایثارگری او را  نشان می‌دهد که در آستانه شهادت، اگر هم گریه می‌کند نه بر حال خویش، که بر حسین می‌گرید که طبق گزارش او از وضع کوفه، روی به این شهر پرنیرنگ و مردم پیمان شکن نهاده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;‌‌‌‌‌‌وقتی امام حسین علیه‌السلام به فرزندان عقیل و مسلم بن عقیل فرمود که شهادت مسلم برایتان کافی است، شما صحنه را ترک کنید، یک‌صدا گفتند: به خدا سوگند چنین نخواهیم کرد. جان و مال و خانواده و هستی خود را فدای تو می‌کنیم و در رکابت می‌جنگیم تا شهادت. (5)&lt;/P&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;IMG alt=عاشورا src=&quot;http://www.tebyan.org/image/big/1386/10/143143255118248871882536419115396712144149.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اظهارات ایثارگرانه یاران امام در شب عاشورا مشهور است؛ یک به یک برخاستند و آمادگی خود را برای جانبازی و ایثار خون در راه امام اظهار کردند. از آن همه سخن، این نمونه از کلام مسلم بن عوسجه کافی است که به امام عرض کرد:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;«هرگز از تو جدا نخواهم شد. اگر سلاحی برای جنگ با آنان هم نداشته باشم، با سنگ با آنان خواهم جنگید تا همراه تو به شهادت برسم.» (6)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سخنان سعید بن عبدالله حنفی، زهیر بن قین و دیگران، جلوه‌های روشن و ماندگاری از این روحیه ایثارگری است. طبق نقلی سخن گروهی از آنان چنین بود: «به خدا قسم از تو جدا نخواهیم شد! جان‌هایمان فدای توست، تو را با ایثار خون، چهره و اعضای بدن حمایت می‌کنیم.» (7)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آری... خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست. حضرت زینب علیهما‌السلام عصر عاشورا هنگام حمله سپاه کوفه به خیمه‌ها و غارت اشیاء چون دید شمر با شمشیر آخته قصد کشتن امام زین‌العابدین را دارد، فرمود: او کشته نخواهد شد مگر آن که من فدای او شوم. (8)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;پیشوای نهضت، به پشت‌گرمی حامیان ایثارگر، گام در مراحل دشوار و پرخطر می‌گذارد. اگر آمادگی پیروان برای ایثار مال و جان و گذشتن از راحتی و زندگی نباشد، رهبر تنها می‌ماند و حق، مظلوم و بی‌یاور. در انقلاب کربلا، امام و خانواده و یارانش دست از زندگی شستند، تا دین خدا بماند و کشته و اسیر شدند، تا حق زنده بماند و امت، آزاد شوند، و اصحاب شهید امام، تا زنده بودند، اجازه ندادند از بنی‌هاشم کسی به میدان رود و کشته شود.&lt;/STRONG&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;بنی‌هاشم هم تا زنده بودند، جان فدا کردند و در راه و رکاب امام به شهادت رسیدند و حسین بن علی علیه‌السلام شهید آخرین بود که وقتی به دشت کربلا نگریست، از آن همه یاران و برادران و اصحاب، کسی نمانده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;جلوه دیگری از ایثار، در کار زیبای حضرت ابوالفضل علیه‌السلام بود: ابتدا امان ابن زیاد را که شمر آورده بود رد کرد آنگاه در شب عاشورا اظهار کرد که هرگز از تو دست نخواهیم کشید، خدا نیاورد زندگی پس از تو را. روز عاشورا نیز وقتی با لب تشنه وارد شریعه فرات شد تا برای امام و کودکان تشنه آب آورد، پس از پر کردن مشک، دست زیر آب برد تا بنوشد، اما با یادآوری کام تشنه حسین علیه‌‌السلام، ایثارگری و وفای او اجازه نداد که آب بنوشد و امام حسین علیه‌السلام و کودکان تشنه باشند و تشنه‌کام، گام از فرات بیرون نهاد (9) و تشنه لب شهید شد. باز هم در اوج نیاز، آب ننوشیدن و به فکر نیاز دیگران بودن.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                             آب شرمنده ز ایثار عملدار تو شد    که چرا تشنه از او این همه بی‌تاب گذشت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سعید بن عبدالله، جلوه دیگری از ایثار را در کربلا به نمایش گذاشت و هنگام نماز خواندن امام، خود را سپر تیرهایی ساخت که از سوی دشمن می‌آمد. وقتی نماز امام به پایان رسید، او سیزده تیر بر بدن داشت و بر زمین افتاد و شهید شد. (10)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خصلت و صف عاشورایی را کسی دارد که حاضر باشد به خاطر خدا، در راه دیگری فداکاری کند و ایثارگری نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پي‌نوشت‌ها:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- حشر(59)، آیه 9 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- بحارالانوار، ج 44، ص 366/ حیاة الامام الحسین بن علی، ج 3، ص 48 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- والله لو لم اکن الا واحدا لیس لی ناصر لم ادفعه الیه حتی اموت دونه (وقعة الطف، ص 119) مقتل خوارزمی، ج 1، ص 205 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- مقتل خوارزمی ج 1، ص 211 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5- همان .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6- وقعة الطف، ص 198 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;7- والله لا نفارقک و لکن انفسنا لک الفداء، نقیک بنحورنا و جباهنا و ایدینا... (همان، ص 199)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;8- لا یقتل حتی اُقُتل دون (مقتل الحسین، مقوم، ص 387)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;9- مقتل الحسین، مقرم، ص 336 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;10- همان، ص 304.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;منبع:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پيام‌هاي عاشورا، جواد محدثي .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Jan 2008 07:17:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zolal-e-marefat&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>zolal-e-marefat</dc:creator>
<guid>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آزادگی در كربلا</title>
<link>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>&lt;H1 align=center&gt;&lt;IMG alt=عاشورا src=&quot;http://www.tebyan.org/image/big/1386/10/50223701551311725393109984421262123218170.jpg&quot;&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P&gt;اخلاق، یکی از سه بُعد عمده دین است و اسلام بر سه بُعد اصلی «اعتقاد»، «احکام» و «اخلاق» استوار است و تکمیل ارزش‌های اخلاقی و جهت خدایی بخشیدن به صفات و رفتار انسان‌ها از اهداف عمده بعثت انبیا است. پیامبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله نیز فرمود: «اِنّی بُعِثتُ لِاُ تَمِّمَ مَکارمَ الاَخلاقِ.» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تصحیح منش و رفتار انسان و کاشتن بذر کمالات اخلاقی و خصال متعالی انسانی در نهاد جان انسان‌ها، بخشی مهم از رسالت پیامبر و امامان را تشکیل می‌‌دهد. اخلاق را از کجا می‌توان آموخت؟ از گفتار و رفتار معصوم. چرا که آنان اسوه‌اند و مظهر شایسته‌ترین خصلت‌های انسانی و خداپسند. و عاشورا چیست؟ جلوه‌گاه خُلق و خوی حسینی و مکارم اخلاق در برخوردهای یک حجت معصوم.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;
&lt;P align=center&gt;اَلمَوتُ اَولی مِن رُکُوبِ العارِ              و العارُ اَولی مِن دُخُولِ النّار &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مرگ، بهتر از ننگ و ننگ بهتر از آتش دوزخ است.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;حادثه کربلا و سخنانی که امام حسین ‌علیه‌السلام و خانواده او داشتند و روحیات و خلق و خوبی که از حماسه‌‌سازان عاشورا به ثبت رسیده است، منبع ارزشمندی برای آموزش اخلاق و الگو‌گیری در زمینه خودسازی، سلوک اجتماعی، تربیت دینی و کرامت انسانی است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسائلی همچون صبوری، ایثار، جوانمردی، وفا، عزت، شجاعت، وارستگی از تعلقات، توکل، خداجویی، همدردی و بزرگواری، نمونه‌هایی از «پیام‌های اخلاقی» عاشورا است و در گوشه گوشه این واقعه جاویدان، می‌توان جلوه‌های اخلاقی را دید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آزادی در مقابل بردگی، اصطلاحی حقوقی و اجتماعی است، اما «آزادگی» برتر از آزادی است و نوعی حرّیت انسانی و رهایی انسان از قید و بندهای ذلت‌آور و حقارت‌بار است. تعلقات و پای‌بندی‌های انسان به دنیا، ثروت، اقوام، مقام، فرزند و ... در مسیر آزادی روح او، مانع ایجاد می‌کند. اسارت در برابر تمنیّات نفسانی و عُلقه‌های مادی، نشانه ضعف اراده بشری است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی کمال و ارزش انسان به روح بلند و همت عالی و خصال نیکوست، خود را به دنیا و شهوات فروختن، نوعی پذیرش حقارت است و خود را ارزان فروختن .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی علیه‌السلام می‌فرماید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«اَلا حُرُّ یَدَع هذهِ اللّماظَةَ لِاهلِها؟ اِنّهُ لَیسَ لِاَنفُسِکُم ثَمَنٌ اِلا الجَنَّةُ فَلا تَبیعُوها اِلا بِها.» (1)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیا هیچ آزاده‌ای نیست که این نیم خورده (= دنیا) را برای اهلش واگذارد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یقینا بهای وجود شما چیزی جز بهشت نیست. پس خود را جز به بهشت نفروشید!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;آزادگی در آن است که انسان کرامت و شرافت خویش را بشناسد و تن به پستی و ذلت و حقارت نفس و اسارت دنیا و زیر پا نهادن ارزش‌های انسانی ندهد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در پیچ و خم‌ها و فراز و نشیب‌های زندگی، گاهی صحنه‌هایی پیش می‌آید که انسان‌ها به خاطر رسیدن به دنیا یا حفظ آنچه دارند یا تامین تمنیّات و خواسته‌ها یا چند روز زنده ماندن، هر گونه حقارت و اسارت را می‌پذیرید. اما احرار و آزادگان، گاهی با ایثار جان هم، بهای «آزادگی» را می‌پردازند و تن به ذلت نمی‌دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امام حسین علیه‌السلام فرمود:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«مَوتٌ فی عِزٍّ خَیرٌ من حَیاةٍ فی ذُلٍّ» (2)؛ مرگ با عزت بهتر از حیات ذلیلانه است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این نگرش به زندگی، ویژه آزادگان است. نهضت عاشورا جلوه بارزی از آزادگی در مورد امام حسین علیه‌السلام و خاندان و یاران شهید اوست و اگر آزادگی نبود، امام تن به بیعت می‌داد و کشته نمی‌شد. وقتی می‌‌خواستند به زور از آن حضرت بیعت به نفع یزید بگیرند، منطقش این بود که:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«لا وَاللهِ لا اُعطیهم بِیَدی اِعطاءَ الذّلیلِ وَ لا اُقِرُّ اِقرارَ العبید» (3)؛ نه به خدا سوگند؛ نه دست ذلت به آنان می‌دهم و نه چون بردگان تسلیم حکومت آنان می‌شوم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صحنه کربلا نیز جلوه دیگری از این آزادگی بود که از میان دو امر شمشیر یا ذلت، مرگ با افتخار را پذیرفت و به استقبال شمشیرهای دشمن‌ رفت و فرمود:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«اَلا و انَّ الدَّعِیّ بنَ الدَّعِیّ قَدرِ کَزنی بَینَ اثنَتَینِ: بَینَ السِّلةِ و الذِّلةِ و هَیهاتَ مِنّا الذِّلةُ.» (4)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر ما گمان بردگی زور برده‌اند            ای مرگ، همتی! که نخواهیم این قیود&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;
&lt;P align=center&gt;انسان‌های آزاده‌، در لحظات حساس و دشوار انتخاب، مرگ سرخ و مبارزه خونین را بر می‌گزینند و فداکارانه جان می‌بازند تا به سعادت شهادت برسند و جامعه خود را آزاد کنند.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;در نبرد روز عاشورا نیز، هنگام حمله به صفوف دشمن این رجز را می‌خواند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اَلمَوتُ اَولی مِن رُکُوبِ العارِ              و العارُ اَولی مِن دُخُولِ النّار (5)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرگ، بهتر از ننگ و ننگ بهتر از آتش دوزخ است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روح آزادگی امام، سبب شد حتی در آن حال که مجروح بر زمین افتاده بود نسبت به تصمیم سپاه دشمن برای حمله به خیمه‌های زنان و فرزندان، برآشوبد و آنان را به آزادگی دعوت کند:&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;«ان لَم یَکُن لکُم دینٌ و کنتُم لا تَخافُونَ المَعادَ فَکوُنُوا اَحراراً فی دُنیاکُم.» (6)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;گر شما را به جهان بینش و آیینی نیست   لااقل مردم آزاده به دنیا باشید&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;فرهنگ آزادگی در یاران امام و شهدای کربلا نیز بود. حتی مسلم بن عقیل پیشاهنگ نهضت حسینی در کوفه نیز، هنگام رویارویی با سپاه ابن زیاد رجز را می‌خواند و می‌جنگید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;َاقسَمتُ لا اُقتَلُ الاّ حُرّاً    وَ اِن رَاَیتُ المَوتَ شَیئاً نُکرا (7)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر چند که مرگ را چیز ناخوشایندی می‌بینم. ولی سوگند خورده‌ام که جز با آزادگی کشته نشوم.&lt;/P&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;IMG alt=عاشورا src=&quot;http://www.tebyan.org/image/big/1386/10/2031231262201711891112012456210721123468238.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جالب اینجا است که همین شعار و رجز را عبدالله، پسر مسلم بن عقیل، در روز عاشورا هنگام نبرد در میدان کربلا می‌خواند. (8) این نشان‌دهنده پیوند فکری و مرامی این خانواده بر اساس آزادگی است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دو شهید دیگر از طایفه غفار، به نام‌های عبدالله و عبدالرحمان، فرزندان عروه، در رجزی که در روز عاشورا می‌خواندند، مردم را به دفاع از «فرزندان آزادگان» می‌خواندند. و با این عنوان، از آل پیامبر یاد می‌کردند: «یا قوم ذودوا عن بنیِ الاحرار ...» (9)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصداق بارز دیگری از این حرّیت و آزادگی، حُرّ بن یزید ریاحی بود. آزادگی او سبب شد که به خاطر دنیا و ریاست آن، خود را جهنمی نکند و بهشت را در سایه شهادت خریدار شود. توبه کرد و از سپاه ابن زیاد جدا شد و به حسین علیه‌السلام پیوست و صبح عاشورا در نبردی دلاورانه به شهادت رسید. وقتی حرّ نزد امام حسین علیه‌السلام آمد، یکی از اصحاب حضرت، با اشعاری مقام آزادی و حرّیت او را ستود:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لَنِعمَ الحُرُّ حُرُّ بَنی رِیاحٍ             وَ حُرُّ عِندَ مُختَلَفِ الرِّماحِ (10)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چون به شهادت رسید، سیدالشهدا علیه‌السلام بر بالین او حضور یافت و او را حُر و آزاده خطاب کرد و فرمود: همانگونه که مادرت نام تو را حُر گذاشته است، آزاده و سعادتمندی، در دنیا و آخرت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«اَنتَ حُر کَما سَمّتکَ اُمُّکَ، و اَنتَ حُر فِی الدُّنیا و اَنتَ حُر فِی الاخرة.» (11)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اگر آزادیخواهان و آزادگان جهان، در راه استقلال و رهایی از ستم و طاغوت‌ها می‌جنگند و الگویشان قهرمانی‌های شهدای کربلا است، در سایه همین درس «آزادگی» است که ارمغان عاشورا برای همیشه تاریخ است.&lt;/STRONG&gt; انسان‌های آزاده‌، در لحظات حساس و دشوار انتخاب، مرگ سرخ و مبارزه خونین را بر می‌گزینند و فداکارانه جان می‌بازند تا به سعادت شهادت برسند و جامعه خود را آزاد کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پي‌نوشت‌ها:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- نهج‌البلاغه، صبحی صالحی، حکمت 456 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 68 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 421 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- لهوف، سید بن طاووس، ص 57 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5- کشف الغمه، اربلی، ج 2، ص 32 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6- بحارالانوار، ج 44، ص 51 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;7- همان، ص 352 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;8- بحارالانوار، ج 44، ص 352 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;9- وقعة الطف، ص 234 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;10- ارشاد، شیخ مفید (چاپ کنگره جهانی شیخ مفید) ج 2، ص 100 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;11- بحارالانوار، ج 45، ص 14/ وقعة الطّف، ص 215.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;منبع:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پيام‌هاي عاشورا، جواد محدثي .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Jan 2008 07:15:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zolal-e-marefat&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>zolal-e-marefat</dc:creator>
<guid>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نعمت در پرده غیبت</title>
<link>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 184px; HEIGHT: 171px&quot; height=167 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.tebyan.org/image/big/1386/09/23737215921110978134741302166198128131213.jpg&quot; width=220 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;اشاره:&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پرسش درباره فایده امام غایب، نتیجه برداشتى خاص از مفهوم غیبت است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اصلاح این برداشت از آنجا كه، با درك چگونگى بهره‏مندى از وجود حجت الهى مرتبط است، از ضرورت‏هاى عصر حاضر به شمار مى‏رود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در سایه توجه به فایده‏هاى عظیم «بود» و «نمود عملى امامت» مى‏توان خود را همواره در پیشگاه امام عصر(عج) حاضر دانست و با درك نعمت وجودى او در راستاى انتظار ظهور، به اجر مجالست و معیت با امام(عج) دست یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مقاله حاضر، تلاشى است براى تبیین این مفاهیم، باشد كه در پیشگاه آن وجود مقدّس پذیرفته گردد.&lt;/P&gt;
&lt;H2 align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بود و نمود عملی امامت&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P align=justify&gt;اعتقاد به وجود دوازده امام معصوم، پس از رسول اكرم(ص)، از اعتقادات پایه‏اى و وجه تمایز اندیشه شیعه است. فرزندان این مكتب از كودكى؛ زمانى كه اسامى ائمه علیهم‏السلام و تاریخ امامت را یاد مى‏گیرند، با مفهوم غیبت دوازد همین ایشان آشنا مى‏شوند. این كه «فرزند امام یازدهم(ع) به دنیا آمده و طى حوادثى پس از شهادت پدر، از دیدگان پنهان شده و تاكنون نیز در پرده غیبت است و روزى ظاهر خواهد شد...»&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تقریبا خلاصه معلوماتى است كه بیش‏تر افراد در این زمینه در اختیار دارند.! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ولى از همان آغاز، پرسشى اساسى نیز در اذهان جاى مى‏گیرد كه: وجود امامى كه بر حیاتش اصرار مى‏ورزیم، از او سخن مى‏گوییم، هر سال تولدش را جشن مى‏گیریم و... اما غایب است، چه فایده‏اى دارد؟ و چنین امامى چه نقش و اثرى در زندگى ما، مى‏تواند داشته باشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این سؤال، زمانیكه مجال مطرح شدن مى‏یابد على رغم اهمیّت و محوریت موضوع آن در حوزه اعتقادات، غالبا با نگاه‏هاى متعجب روبرو شده و پرسش از بدیهیات تلقى مى‏گردد.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;
&lt;P&gt;شواهدى در قرآن، تاریخ و روایات، بر آن دلالت دارد كه در شرایطى كه غیبت نامیده مى‏شود، امكان بهره‏گیرى از بركات و منافع وجود حجت الهى و استفاده از او ممكن و چه بسا قطعى است. &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بازگو كردن حوادث متعددى چون «داستان تشنه در راه مانده‏اى كه سیراب شده...، بیمارى كه شفا یافته...، مضطرى كه اجابت شده...، گم شده‏اى كه به مقصد رسیده و...» تلاشى است تا این بدیهى بودن قطعى تلقى شود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما به راستى، فایده وجود امام، در عصر غیبت، تنها همین امدادهاى به ظاهر گاه به گاه است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مى‏توان گفت، كه ریشه اصلى این پرسش به درك اولیه ما از مفهوم «غیبت» باز مى‏گردد؛ به گونه‏اى كه مرورى دوباره بر معناى صحیح این واژه، راهگشاى ما، در رسیدن به پاسخ صحیح خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;واژه «غیبت» معمولاً در عرف عام در برابر «حضور» به كار مى‏رود و كلمه «غایب» در برابر «حاضر». بنابراین، هرگاه گفته مى‏شود كسى غایب است، در عرف یعنى «حاضر نیست». بر پایه این معنا. بسیارى میان غایب بودن امام دوازدهم و ظهور دیگر امامان، تفاوت جدّى قائل مى‏شوند و غیبت را عدم حضور تلقى مى‏كنند و شاید از همین جاست كه به نتایج متفاوتى هم در این زمینه مى‏رسند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;برخى گمان مى‏كنند، حاصل غیبت الزاما تحیر و سرگردانى بشر است. گروهى آن را اساسا برابر با عدم امكان فهم صحیح دین مى‏دانند كه براى دسترسى به این فهم، چاره‏اى جز انتظار نیست. بعضى، غیبت را محرومیت از فیض مجالست با امام و بهره بردن از محضرش تلقى مى‏كنند كه تنها مى‏توان بر آن افسوس خورد و گروهى نیز غیبت را مانع كسب اجر و مجاهده در ركاب امام دانسته‏اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما نگاهى به سیر تاریخ امامت روشن مى‏كند كه بسیارى از این امور كه حاصل غیبت دانسته شده، در زمان ائمه گذشته نیز اتفاق افتاده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آیا این گروهى از مسلمانان در كنار على علیه‏السلام نبودند كه در جنگ جمل، با وجود شنیدن آن همه سفارش‏هاى پیامبر(ص) درباره حضرت، باز هم در شناخت حق به تحیرو سرگردانى دچار شدند و با دیدن طلحه و زبیر ـ دو صحابى بزرگ ـ در برابر سپاه امیرالمؤمنین گرفتار تردید و سستى گشتند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آیا خیل عظیم مسلمانان نبودند كه با وجود و ظهور امام حسین(ع) در میانشان، به دلیل نداشتن فهم صحیح دین، او را تنها گذاشتند و جز اندكى در ركاب امام باقى نماندند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;زمانى كه امام زین العابدین(ع) معارف دین را در قالب دعا به گوش مردم مى‏رساند، چه كسانى طالب به دست آوردن فیض هم نشینى با امام بودند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در سال‏هاى طولانى كه دستگاه خلافت، امام موسى بن جعفر(ع) را از زندانى به زندان دیگر منتقل مى‏كرد، جامعه محروم از دیدار امام، چه واكنشى نشان داد؟&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;
&lt;P&gt;عمود یك خیمه، ممكن است، ستون آشكارى در میان آن باشد، كه هر كس وارد مى‏شود بلافاصله آن را ببنید و جایگاهش را بشناسد و یا از نوع دیگرى تعبیه گردد كه به راحتى قابل رؤیت نیست. در هر دو حال، واقعیت وجودى خیمه، وابسته به همان ستون است؛ چه آشكار باشد چه پنهان&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;و آیا در همان زمان كه امام صادق(ع) مفاهیم صحیح اسلام را بازگو مى‏كرد، گروهى پیروى از خطوط منحرف فكرى را برنگزیده بودند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اگر از این زاویه بنگریم، همه آن چه را كه به عنوان نتایج غبیت شمرده شده بود، در زمان ظهور ائمه نیز مشاهده مى‏كنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در واقع، حقایق تاریخى كه در دهها نمونه از تحیر و سرگردانى، بهره نگرفتن از امام، برداشت‏هاى نادرست از دین و حتى كار شكنى و مبارزه با امام را گزارش مى‏كند، نشانگر آن است كه این حوادث الزاما حاصل از غیبت نمى‏باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از سوى دیگر شواهدى در قرآن، تاریخ و روایات، بر آن دلالت دارد كه در شرایطى كه غیبت نامیده مى‏شود، امكان بهره‏گیرى از بركات و منافع وجود حجت الهى و استفاده از او ممكن و چه بسا قطعى است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;براى نمونه آن جا كه قرآن، داستان حضرت یوسف(ع) را نقل مى‏كند مى‏بینیم كه در مقطعى از زمان، آن حضرت به طور ناشناس با مردم زندگى مى‏كرد و مشكلات جامعه را برطرف مى‏نمود، از تعبیر خواب پادشاهى كه او را به زندان انداخته، تا برنامه‏ریزى اقتصادى براى تأمین ارزاق... حتى زمانى كه بر مسند قدرت بود، برادرانش كه به او ستم كرده بودند، به نرمى سخن مى‏گفت، نیازشان را برآورده مى‏كرد و آن‏ها را مورد محبّت خود قرار مى‏داد... تا زمانى كه خداوند به او اجازه داد كه خود را معرفى كند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ناشناخته بودن حضرت در این مدت، هرگز مانع بهره بردن مردم از بركات وجودش نگردید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امام صادق(ع) درباره امام دوازدهم مى‏فرماید: این امت چرا باور ندارد كه خداوند عزوجل با حجت خود همان كند كه با یوسف كرد؟ كه در بازارهایشان آمد و شد كند و بر زیر اندازهایشان گام نهد؛ در حالى كه او را نمى‏شناسند... تا زمانى كه خداوند اذن دهد و خود را به ایشان بشناساند؛ چنان كه به یوسف اجازه داد...(1)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بنابراین، بركات وجود حجت الهى در هر حال به مردم مى‏رسد. چه مانند زمان ائمه(ع) حاضر باشند و شناخته، چه هم چون حضرت یوسف(ع) حاضر و ناشناخته... &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لذا شایسته است در سؤال اولیه، تغییرى ایجاد كنیم و بگوییم: «فایده امامى كه او را به چهره نمى‏شناسیم، براى ما چیست؟»&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با تغییر سؤال، آن چه به ذهن متبادر مى‏شود، آن است كه، اگر وجودى داراى بهره و بركاتى باشد، نشر آن بركات الزاما به شناخت چهره آن فرد وابسته نیست. و چون پرسش از فایده امامى كه او را به چهره نمى‏شناسیم در حقیقت سؤال از فایده «امام» است، پاسخ آن را نیز در بركات و فواید وجودى «امامت» در جهان هستى باید جست و جو كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;باكنكاشى در متون روایات مى‏توان این فواید را به دو دسته تقسیم نمود:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;1) فوایدى كه به نفس وجود امام برمى گردد؛&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;2) فوایدى كه حاصل رفتارها و عملكرد امام مى‏باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گر چه به سختى مى‏توان رفتارهاى یك شخصیت را از وجود او جدا نمود، امّا مى‏توان بركاتى براى او تصور كرد كه تنها، حاصل وجود اوست، و فوایدى كه اثر انجام وظایف و عملكرد آن فرد مى‏باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;درباره امام نیز، چنین است: فوایدى حاصل «بود» امام است و فوایدى حاصل به مرحله عمل در آمدن یا «نمود امامت» امام.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در واقع دسته نخست، از جمله سنت‏هاى الهى یا قوانینى هستند كه خداوند متعال در عالم قرار داده و قرآن و روایات از آن سخن گفته‏اند(2)؛ امورى كه فاعل آن خداوند است، امّا براساس حكمت الهى از طرق و مجارى خاصى اجرا مى‏گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آن دسته از سنت‏هاى الهى، كه از كانال وجودى امام جارى مى‏شود، همان چیزى است كه، آن را فواید «بود» امام مى‏نامیم. مهم‏ترین این فواید، «اصل بر پایى عالم، و بقا و استمرار خلقت به سبب وجود امام و حجت الهى» است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همان طور كه پا بر جایى هر خیمه به ستون و محور آن وابسته است و استمرار برپایى و بقاء آن نیز منوط به استوارى همان ستون مى‏باشد، عمود خیمه عالم هستى نیز، وجود حجت الهى است ؛ چنان كه در روایات متعددى آمده است: لوبقیت الارض یوما بغیر امام لساخت.(3)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عالم، تا زمانى برپاست كه حجت الهى در روى زمین باقى باشد. جعلهم الله اركان الأرض ان تمید بأهلها...(4) &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امّا عمود یك خیمه، ممكن است، ستون آشكارى در میان آن باشد، كه هر كس وارد مى‏شود بلافاصله آن را ببنید و جایگاهش را بشناسد و یا از نوع دیگرى تعبیه گردد كه به راحتى قابل رؤیت نیست. در هر دو حال، واقعیت وجودى خیمه، وابسته به همان ستون است؛ چه آشكار باشد چه پنهان. در عالم خلقت نیز، هر چند ممكن است كه مردم در شرایطى امام را نشناسند، ولى بدون وجود امام اراده خداوند بر وجود و بقاى جهان تحقق نمى‏گیرد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از امام رضا(ع) پرسیدند: آیا زمین به غیر امام باقى مى‏ماند؟ فرمودند: خیر، باقى نمى‏ماند، در این صورت فرو مى‏ریزد.(5) بر این اساس، بر پایى عالم و حیات خود ما و استفاده از بركات عالم، مهم‏ترین اثر وجودى و فایده‏اى است كه با بودن آن حضرت بر ما و جهان خلقت جارى است و این سنت و قانون الهى تغییرناپذیر مى‏باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دومین فایده «بود» امام، بقا و قوام دین است. در روایات متعدّدى آمده است كه پیامبر(ص) فرمودند: لایزال هذا الدین قائما حتى یكون علیكم اثنى عشر خلیفة(6)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بر پایه این كلام، قوام و استوارى دین به وجود دوازده نفر جانشین پیامبر است كه چون عدد آنان در روایت معین شده، پس از یازدهمین ایشان، پایدارى دین به وجود آخرین امام خواهد بود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضرت امیر(ع) در كلامى، وجود امام ظاهر یا غایب را در هر زمان، رمز عدم بطلان حجت‏ها و بیّنات الهى مى‏داند: اللهم بلى، لاتخلو الارض من قائم لله بحججه امّا ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا، لئلاّ تبطل حجج الله و بینّاته(7)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بنابراین، وجود امام ضامن حفظ و سلامت دین براى بشریت است و با این شرط هرگز تعالیم اسلام، حتى در سخت‏ترین شرایط از بین نمى‏رود. به عبارت دیگر، دیندارى و عبادت همه هدایت شدگان و راه یافتگان به حق در كره خاكى، مدیون و وابسته به امام است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سومین فایده: در بسیارى از روایات، امام واسطه رسیدن فیض الهى به بشریت معرفى شده است؛ یعنى آنچه از بركات، نعمت‏ها، رحمت و لطف خداوند بر عالم نازل مى‏گردد، به واسطه امام و از كانال وجودى او است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این مفهوم اساسى بارها در سخنان ائمه(ع) تكرار شده است. امام سجاد(ع) مى‏فرمایند؛ خداوند به واسطه ما رحمت را منتشر مى‏سازد و به ما باران مى‏فرستد و بركات را از زمین بیرون مى‏آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و امام صادق(ع) مى‏فرماید: بنا اثمرت الاشجار و أیعنت الثمار وجرت الأنهار و ینزل الغیث. گویا طبیعت نظام خلقت، داراى مراتبى همانند هرم است كه در رأس آن، وجود حجت الهى است، بركات و فیض و رحمت پروردگار، نخست، بر آن قُله نازل شده و سپس از آن جا بر همه جوانب، تا قاعده هرم سرازیر مى‏گردد. موسى بن جعفر(ع) مى‏فرماید: «... ما من ملك یهبطه الله فى امر لما یهبطه له الا بدأ بالامام فعرض ذلك علیه...»(8) هیچ فرشته‏اى را خداوند براى امرى فرو نمى‏فرستد مگر اینكه از امام آغاز كرده و آن امر را بر او عرضه مى‏دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چهارمین فایده وجود حجت الهى، مسئله رفع عذاب و امان اهل زمین مى‏باشد. یكى از سنت‏هاى الهى آن است كه وجود یك فرد مؤمن و صالح در یك جمع، باعث دور كردن عذاب و حفظ همه آن جمع مى‏گردد. جابربن عبدالله از پیامبر(ص) نقل مى‏كند: &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;«خداوند به واسطه صلاح فرد مسلمانى، فرزندان و فرزندان فرزندان و اهل خانه و خانه‏هاى اطرافش را نگه مى‏دارد و همه آنان در پناه خداوندند تا زمانى كه او در میان ایشان است.»(9)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گویا، صرفنظر از شایستگى و استحقاق مردم، قانونى در جهان حكمفرماست، كه اساس آن، اثر وضعى ایمان و عمل صالح مى‏باشد و طبق این قانون، حضور یك انسان صالح موجب رفع گرفتارى‏ها و بلایا مى‏گردد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امام صادق(ع) در ذیل آیه 74 سوره هود «یجادلنا فى قوم لوط» كه به گفت و گوى حضرت ابراهیم(ع) با فرشتگان اشاره دارد، مى‏فرمایند: «زمانى كه فرشتگان بر ابراهیم(ع) وارد شدند و مأموریت خود را براى عذاب قوم لوط باز گفتند، حضرت ابراهیم به آنان فرمود:... اگر در این قوم یك مؤمن باشد، آیا آنان را عذاب مى‏كنید؟ گفتند: نه. حضرت فرمود: پس لوط در میان آنان است. فرشتگان پاسخ دادند: ما به كسانى كه در میان آن قوم هستند آگاه‏تریم، البته لوط و خانواده‏اش، غیر از زنش را نجات خواهیم داد.»(10)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این معنا، در امت پیامبر خاتم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، در سطح بسیار وسیعش، در گستره زمانى و مكانى، با وجود دائمى امام در بین ایشان جارى است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روایات معصومین(ع) مؤید این است كه به بركت وجود حضرت، بسیارى از عذاب‏ها از جامعه بشرى رفع مى‏گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از امام باقر(ع) سؤال شد: أبالناس حاجة الى الامام؟ در پاسخ فرمود: أجل لیرفع العذاب عن اهل الارض، سپس به آیه قرآنى استشهاد كردند كه پیامبر اسلام(ص) را مخاطب قرار داده و حضرت را عامل رفع عذاب از امّت معرفى مى‏كند: «و ما كان الله لیعذبهم و انت فیهم».(11)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روایت امام، از یك سو اثر وجودى ذكر شده در آیه را، به ائمه نیز تعمیم مى‏دهد و از سوى دیگر با عبارت «اهل الارض»، امان حاصل از وجود حجت الهى را، شامل همه اهل زمین، اعم از مؤمن و كافر مى‏داند. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;امام صادق(ع) درباره امام دوازدهم مى‏فرماید: این امت چرا باور ندارد كه خداوند عزوجل با حجت خود همان كند كه با یوسف كرد؟ كه در بازارهایشان آمد و شد كند و بر زیر اندازهایشان گام نهد؛ در حالى كه او را نمى‏شناسند... تا زمانى كه خداوند اذن دهد و خود را به ایشان بشناساند؛ چنان كه به یوسف اجازه داد.&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;چنان كه امام صادق(ع) در حدیث دیگرى مى‏فرماید: «لن یزالو فى امان ان تسیح بهم الارض مادمنا بین أظهرهم».(12)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دسته دوم از فواید وجود امام، چنان كه اشاره شد، حاصل رفتارها و عملكرد امام است. در اعتقاد شیعه امام غایب، غافل از مردم و جداى از جامعه نیست، بلكه على رغم ناشناخته بودن چهره، به عنوان حجت در میان مردم حاضر است و به حكم امامت، وظایف الهى خود را انجام مى‏دهد؛ هر چند جزئیات و چگونگى این رفتارها براى مردم روشن نباشد. براساس روایات مى‏توان مهم‏ترین اثرات وجودى امام در این حوزه را به شرح زیر بر شمرد: &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عظیم‏ترین فایده وجودى امام كه همان وظیفه اصلى اوست، مسئله «هدایت» مى‏باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این مسئولیت در زمان همه ائمه(ع) در رأس اهتمامات ایشان بوده و هرگز متوقف نشده است و لازمه انجام آن نیز شناخت چهره امام و ارتباط مستقیم با او نبوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;                                                                                                              &lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;منبع:&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P align=justify&gt;مجله انتظار، شماره 11 &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Jan 2008 07:13:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zolal-e-marefat&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>zolal-e-marefat</dc:creator>
<guid>http://zolal-e-marefat.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
